مفردات نهج البلاغه - قرشی، سید علی اکبر - الصفحة ٦٧ - عينيت ذات و صفات حق تعالى (توحيد صفات)
زمانى بودهاند؟ آنها را از قديم بودن مانع شده است و لفظ «قد» كه مىگوئيم: حقا كه نبودهاند و بعد «بود» شدهاند آنها را از ازلى بودن بازداشته است و لفظ «لو لا» كه مىگوئيم اگر آفرينندهاى نداشتند به وجود نمىآمدند آنها را از كمال به دور كرده است.
به وسيله همين كائنات، خالق آنها در قلوب تجّلى كرده و با دقّت در آنها از چشمها غائب شده است، زيرا كه خالق نمىشود در صفات مخلوق باشد، حركت و سكون نمىتواند وصف او باشد زيرا چيزى را كه او جارى كرده در خودش جارى نمىشود و چيزى را كه او آفريده صفت او نمىتواند باشد، و گرنه ذاتش متغّير و حقيقتش ذات اجزاء مىشود و از ازلى بودن مىافتد و براى او آخرى به وجود مىآيد زيرا اوّلى داشته است بابى انت و امّى يا امير المؤمنين: تو براى زمان خودت آفريده نشده بودى كلام تو نيز براى زمان تو نبود، تو براى امروزيها و آيندهايها بودهاى و سخن تو براى اين زمان و زمان آينده بوده است مرا احتمال نزديك به يقين آنستكه دلهاى آن زمان فقط كلمات تو را حفظ كردند و براى آيندگان به يادگار گذاشتند نه آنكه خود به حقائق آنها كاملا پى ببرند و اگر هم بعضى آنها را كاملا فهميدهاند به بركت تو بوده است اى مولا: بسيارى از اين علوم در سينۀ وسيع تو به خاك رفت و براى آنها اصلا عاملى پيدا نكردى و به شاگرد خود كميل بن زياد شهيد فرمود: «يا كميل انّ هاهنا لعلما جّما (و اشار بيده الى صدره) لو أصبت له حملة حكمت ۱۴۷، اى كميل در اين سينه دانش بيكرانى هست ايكاش براى آن حاملانى و فهمندگانى مىيافتم. اگر همۀ اينها را نگوئيم لا اقل بسيارى از اينها را براى آيندگان گفتهاى نه براى اهل زمان خود، صلوات خدا بر تو و معلم تو و اولاد طاهرين تو باد.
عينيت ذات و صفات حق تعالى (توحيد صفات)
«و كمال توحيده الاخلاص له و كمال الاخلاص له نفى الصفات عنه لشهادة كلّ صفة أنها غير الموصوف و شهادة كلّ موصوف انه غير الصفة» خ ۱، ۱ يعنى: كمال توحيد آنستكه بنده خودش را براى او خالص و مخلص نمايد، و