مفردات نهج البلاغه - قرشی، سید علی اکبر - الصفحة ٥١٧ - سجف
آن عار و ننگ است در نسلها، و آتش است در روز حساب، به جنگ مايل باشيد و به آسانى به سوى مرگ و شهادت برويد.
سجود
تذلل. خضوع. فروتنى.
طبرسى فرموده: سجود در لغت خضوع و تذلّل و در شرع گذاشتن پيشانى بر زمين است
از اين باده پانزده مورد در «نهج» آمده است در رابطه با آدم ٧ فرمود: «و استأدى الله سبحانه الملائكة وديعته لديهم... فى الاذعان بالسجود له...» خ ١، ٤٢ يعنى خداوند سبحان از ملائكه اداى وديعه خويش را درباره سجده و خضوع به آدم، خواست. منظور از وديعه همان «فاذا سوّيته و نفخت فيه من روحى فقعوا له ساجدين» است.
و درباره دنيا فرموده: «انّ الدنيا... مسجد احبآء الله و مصّلى ملائكة الله و مهبط وحى الله و متجر اولياء الله» حكمت ١٣١:
سجر
سرخ كردن با آتش پر كردن
در قاموس آمده «سجر التنور: احماه و النهر: ملاه»
از اين ماده تنها يك مورد در «نهج» آمده است، آنگاه كه آهن را سرخ كرده و به بدن عقيل نزديك كرد، او فرياد برآورد كه مىخواهى مرا بسوزانى فرمود: «... يا عقيل اتئّن من حديدة احماها انسانها للعبه و تجرّنى الى نار سجرّها جبارها لغضبه» خ ٢٢٤، ٣٤٧، اى عقيل آيا مىنالى از آهن پارهايكه انسانى انرا با بازى خود گرم كرده و مىكشى مرا به طرف آتشى كه خداوند با غضب خود سرخ نموده است
سجس
(بر وزن شرف) متغّير و تيره شدن:
«سجس الماء سجسا: تغيّر و كدر»
، سجيس به معنى هميشه و دائم آيد و آن فقط يك بار در «نهج» به كار رفته است در ذمّ ياران خويش فرموده: «ما انتم لى بثقة سجيس الليالى و ما انتم بركن يمال بكم» خ ٣٤، ٧٨ و آن در اصل «ما دامت الليالى بظلامها» است يعنى شما تا شبها تاريكند مورد اعتماد من نيستيد كه با شما به طرف دشمن ميل و حمله شود.
سجف
- به فتح و كسر اوّل- پرده جمع آن سجف بر وزن عنق است كه فقط يكبار در كلام حضرت آمده است درباره آسمان فرموده: «جعل نجومها اعلاما... لم يمنع ضوء نورها ادلهام سجف الليل المظلم» خ ١٨٢، ٢٦١ ستارگان آسمان را علامتهائى قرار داد، كه شدت ظلمت پردههاى شب تاريك، مانع نور و روشنائى آنها نشده است