مفردات نهج البلاغه - قرشی، سید علی اکبر - الصفحة ٥٥٧ - سنة
خ ١٠٧ به ياران خود در صفين لقب «السنام الاعظم» داده است يعنى بزرگ بزرگان.
سنن
سن (بر وزن عقل) گاهى به معنى ريختن آب آيد مثل
«سنّ الماء: صبّه
» و از اين است فرموده آنحضرت كه در خلقت آدم ٧ فرموده: «ثمّ جمع الله صبحانه... تربه سنّها بالماء حتى خلصت و لاطها بالبلّة حتى لزنت» خ ١، ٤٢، مىشود گفت: «سنّها بالماء» مخلوط كرد آن تربت را با آب كه عبارت اخراى ريختن آب است و نيز مىشود گفت: نرم كرد. بعضىها آنرا ساختن و نرم كردن گفتهاند.
يعنى خداوند خاكى را جمع نمود، آنرا با آب آميخت تا گل خالص شد و با رطوبت مخلوط كرد تا چسبنده و سخت گرديد. اين كلمه به اين معنى فقط يكبار در «نهج» آمده است.
سنّ
مقدار عمر. مثل
«حديث السنّ و كبير السنّ»
آنحضرت به عثمان درباره نصيحت فرموده: «فلا تكونّن لمروان سيّقة يسوقك حيث شاء بعد جلال السنّ و تقضى العمر» خ ١٦٤، ٢٣٥ براى مروان حكم مانند حيوان سوق شده نباش كه با اين بزرگى سنّ و گذشت عمر، تو را هر جا كه خواسته بكشد. در نامه ٣١ و ٥٣ نيز اين لفظ آمده است.
سنّة
طريقه. رويّه، جمع آن سنن است و به حدّ وفور در «نهج» يافته است در خطبه ١١٠، ١٦٣ فرموده: «و اقتدوا بهدى نبيّكم فانه افضل الهدى و استّنوا بسنّته فانّها اهدى السنن» استنان: عمل كردن به سنّت است.
«سنن مراحه» خ ٨٣ در «مرح» خواهد آمد.
سنان
سر نيزه كه از آهن باشد جمع آن «اسنّة» است كه جمعا چهار بار در «نهج» آمده است در حكمت ١٧٤ فرموده: «من احدّ سنان الغضب الله قوى على قتل اشدّاء الباطل» هر كه سنان غضب را براى نصرت دين خدا تيز كند، بر قتل اهل باطل قوى مىشود هر چند كه آنها قدرتمند باشند. درباره خوارج فرموده: «بعدا لهم... اما لو اشرعت الاسنّة اليهم... لقد ندموا على ما كان منهم» خ ١٨١ دور باشند از رحمت خدا، اگر سرنيزه تا به سوى آنان راه مىيافت از كار خود نادم شده بودند.
سنة
سال. به صورت مفرد و جمع، سيزده بار در «نهج» آمده است در خ