مفردات نهج البلاغه - قرشی، سید علی اکبر - الصفحة ٤٥٤ - رعف
از اين كلمه شش مورد در «نهج» آمده است. درباره دشمنان خويش كه شايد اهل جمل باشند فرموده است: «و قد ارعدوا و ابرقوا و مع هذين الامرين الفشل و لسنا نرعد حتّى نوقع و لا نسيل حتّى نمطر» خ ٩، ٥٤، رعد و برق راه انداختند. با وجود آندو كارشان بر ناتوانى بود، امّا ما اوّل به دشمن شكست را وارد مىكنيم آنگاه براى ديگرى رعد آسا فرياد مىكشيم كه بر حذر باشد، و اوّل باران مىبارانيم آنگاه سيل راه مىاندازيم. ولى كار آنها سيل جارى كردن بدون باران است «ارعاد»: تهديد.
ارتعاد: اضطراب و اهتزاز. درباره آل النبى فرموده: «بهم اقام انحناء ظهره و اذهب ارتعاد فرائصه» خ ٤٢١٢ فرائص جمع فريصه و آن گوشت ما بين شانه و پهلو است كه در وقت سوارى مرتب حركت مىكند، يعنى به وسيله آنها خميدگى پشت اسلام را راست گردانيد و اضطراب و لرزش فرائصش را از بين برد يعنى اسلام را بوسيله آنها قوى كرد و عزّت بخشيد. درباره فتنه فرموده: «و مرعاد مبراق» يعنى رعد و برق آورنده و تهديد كننده است «ارعده» يعنى او را تهديد كرد خ ١٥١، ٢١١
رعاعه
كسيكه عقل و مغز ندارد، جمع آن رعاع بر وزن سحاب است
«الرعاعة: من لا فؤاد له و لا عقل»
اين لفظ فقط يكبار در «نهج» آمده است كه به كميل بن زياد فرموده: «الناس ثلاثه فعالم ربّانى و متعلّم على سبيل نجاة و همج رعاع اتباع كل ناعق يميلون مع كلّ ريح» حكمت ١٤٧.
همج بر وزن شرف احمقان. در لغت آمده:
«الرعاع: سقاط الناس و سفلتهم»
يعنى مردم سه گروهند: عالم تربيت كننده، و متعلم در راه راست و احمقان و اراذل كه پيرو هر داعى باطلند و با هر باد حركت مىكنند.
رعف
رعفف بر وزن عقل و رعاف بر وزن شجاع: خارج شدن خون از بينى است و آن در «نهج» به معنى بذل كردن آمده است از اين لفظ فقط يك مورد در «نهج» آمده است، پس از فتح بصره، مردى به آن حضرت گفت: ايكاش برادرم اينجا بود و مىديد كه خدا شما را پيروز كرد. امام ٧ فرمود: آيا ميل برادرت با ماست گفت: آرى فرمود: «فقد شهدنا و لقد شهدنا فى عسكرنا هذا اقوام فى اصلاب