مفردات نهج البلاغه - قرشی، سید علی اکبر - الصفحة ٥١٦ - سجح
است. «استتار: مخفى شدن و مستور شدن. از اين مادّه موارد زيادى در «نهج» آمده است در مقام موعظه فرموده: «الخدر الخذر فوالله لقد ستر حتى كانّه غفر» حكمت ٣٠، از خدا بر حذر باشيد، از خدا بر حذر باشيد به خدا قسم كه بر گناهان و اسباب غضب پرده كشيده كه گوئى آنها بخشوده است. و نيز فرموده: «و لا تهتكوا استاركم عند من يعلم اسراركم» خ ٢٠٣، ٣٢٠ و باز فرموده: «عيبك مستور ما اسعدك جدّك» حكمت ٣٠
سته
در اقرب الموارد گويد: سته (بر وزن عقل و علم و شرف) به معنى مقعد و نشيمنگاه است گاهى تاء را حذف كرده و «سه» به فتح و ضم اول- تلفظ مىكنند
از اين ماده فقط يك مورد در «نهج» آمده است و در حكمت ٤٦٦ فرموده: «العين وكاء السّه»، در نسخه ابن ابى الحديد نقل شده: «العين وكاء السته» با حرف تاء اصل حديث از رسول خدا ٦ است كه فرموده: «العينان وكاء الستة فاذا نامت العينان استطلق الوكاء» يعنى دو چشمان بند نشيمنگاه هستند چون چشمان به خواب روند بند باز مىشود، گويا منظور بطلان وضو است، يعنى ماداميكه دو چشم باز است پائين و مقعد انسان بسته است و بالعكس، مرحوم رضى فرموده: اين از استعارات عجيب است گوئى مقعد را تشبيه كرده بظرف و چشم را به «بند» و چون بند باز شود ظرف از انضباط مىافتد، مشهور آنستكه اين كلام از رسول خدا ٦ است ولى قومى آنرا به امام ٧ نسبت دادهاند.
محمد عبده گويد: اين كلام تمثيل است در فائده چشم نسبت به حفظ انسان از آنچه در پشت سر باشد، لائق به حال آن دو بزرگوار فقط اين معنى است معنى كلام امام ٧ اين مىشود: «چشم انسان بند و حافظ مقعد اوست»
سجح
سجاحت: آسانى و نرمى:
«سجح سجحا و سجاحة: سهل و لان»
«سجح» بر وزن عنق: نرم و آسان. از اين ماده فقط يك مورد در «نهج» آمده است، به يارانش در صفين فرمود: «و استحيوا من الفرّ فانّه عارّ فى الاعقاب و نار يوم الحساب و طيبوا عن انفسكم نفسا و امشوا الى الموت مشيا سجحا» خ ٦٦، ٩٧، از فرار حيا كنيد كه