قواعد کلی فلسفی در فلسفه اسلامی - ابراهيمي ديناني، غلام حسين - الصفحة ٧٦٩ - مشتق و مبدأ اشتقاق
جنس و همچنين اعتبار بشرط لا در مورد ماده، از جمله اعتبارات واقعى و نفس الامرى به شمار مىآيند كه به هيچوجه تابع ميل و ارادۀ اشخاص نمىباشند. بشرط لا بودن ماده يك واقعيت است كه به ميل و اراده اشخاص تغيير نمىپذيرد؛ همانگونه كه لا بشرط بودن جنس يك واقعيت است كه ميل و ارادۀ اشخاص آن را دگرگون نمىسازد.
بنابراين، بين اعتبار واقعى و نفس الامرى و اعتبار ذهنى تفاوت اساسى وجود دارد؛ زيرا اعتبارات ذهنى تنها تابع ذهن اشخاصاند. ولى اعتبارات واقعى و نفس الامرى يك سلسله واقعيات به شمار مىآيند كه تنها تابع ذهن و محصول انديشۀ اشخاص نيستند. به اين ترتيب مىتوان ادعا كرد تفاوت بين مشتق و مبدأ اشتقاق تنها يك تفاوت لفظى به شمار نمىآيد؛ زيرا تفاوت ميان عرض و آنچه عرضى مىخوانند، يك تفاوت واقعى و نفس الامرى است. اين تفاوت نفس الامرى يك واقعيت است كه به هيچوجه تابع انديشۀ آدمى نيست و ذهن انسان نمىتواند آن را دگرگون سازد.
از آنچه تاكنون در اينجا ذكر شد، اين مسئله نيز روشن مىگردد كه مشتق در معنى واقعى و حقيقى خود جز يك طبيعت وصفى بسيط چيز ديگرى نيست؛ به همين جهت است كه در نظر اهل تحقيق، ذات در مشتق معتبر و مأخوذ نيست و مفهوم شىء نيز در مشتق اعتبار نشده است.
علماى علم اصول فقه نيز به اين حقيقت اعتراف كرده و بيشتر آنان بسيط بودن مشتق را با براهين متعدد اثبات كردهاند. برخى از علماى علم اصول فقه در اين مسئله تا جايى پيش رفتهاند كه خصلت فلسفى آن از ميان رفته و تبديل به يك مسئله لغوى و لفظى گشته است ١.
مرحوم آخوند ملاّ محمد كاظم خراسانى نيز اين مسئلۀ را در كتاب كفاية الاصول خود مورد بحث و بررسى قرار داده است، ولى در اين باب از حدود مباحث عقلى خارج نگشته است.
صاحب كتاب مطالع نيز به گونهاى با اين مسئله روبهرو شده و به آسانى از آن گذشته است.
نخستين كسى كه با اين مسئله به گونهاى بسيار جدّى روبهرو شده و براى اثبات آن
[١] براى تحقيق بيشتر مراجعه كنيد به: سيد ابو القاسم خوئى، اجود التقريرات. ج ١، ص ٧٧.