قواعد کلی فلسفی در فلسفه اسلامی - ابراهيمي ديناني، غلام حسين - الصفحة ٧٤٥ - در ذات فعل معنى حدوث نهفته است
است، چگونه ممكن است لحظۀ نخست آفرينش مسبوق به وجود زمان بوده باشد؟ عين عبارت امام فخر رازى در اين باب چنين است:
(و أمّا قوله خامسا) إنّما لم يحصل لإمتناع وجود الفعل (فجوابه من وجهين) الأوّل إنّا سنبيّن أنّ الفعل لا يستدعى سبق عدم بالزّمان. . . ١.
لازم به يادآورى است كه برخلاف جمهور متكلمين، بيشتر حكماى پيش از صدر المتألّهين حادث زمانى بودن جهان آفرينش را سخت مورد انكار قرار دادهاند.
حادث بودن جهان در آثار حكما مطرح شده، ولى مقصود آنان چيزى جز حدوث ذاتى نيست.
ميرداماد كه استاد صدر الدّين شيرازى بوده است. مسئلۀ حدوث دهرى را نيز براى نخستين بار مطرح كرده است. شكى نيست كه طرح مسئلۀ حدوث دهرى از سوى ميرداماد در آن زمان ابداع به شمار مىآيد؛ ولى آنچه اين ابداع را تحت الشعاع خويش قرار داد ابتكارى بود كه بدون فاصلۀ زياد توسط شاگرد وى، صدر المتألّهين شيرازى، به مرحلۀ اثبات رسيد.
اين فيلسوف بزرگ با تأسيس اصل اساسى حركت در جوهر، بسيارى از مسائل فلسفى را كه تا آن زمان بغرنج مىنمود، حل كرد و به اثبات رساند. از جملۀ مسائلى كه وى توانست از عهدۀ حلّ آن برآيد، مسئلۀ حادث زمانى بودن جهان آفرينش است؛ زيرا وقتى حركت جوهرى در جهان اثبات گردد، تحول و حدوث در متن جهان و جوهر عالم واقع مىشود و هيچ موجودى در اين جهان بدون تحول و حدوث، امكان تحقق نمىيابد.
به اين ترتيب مىتوان گفت هيچگونه موجود مادى را در اين جهان نمىتوان يافت، مگر اينكه به حكم تحول ذاتى خويش در بستر حركت جاودانه مسبوق به عدم زمانى پيش از خويش است. مجموعۀ جهان نيز چيزى جز امتداد تحول در بستر حركت نيست و اين بدان جهت است كه اگر كسى بخواهد اصل حركت را به عنوان يك مجموعه مورد بررسى قرار دهد، چارهاى ندارد جز اينكه آن را در يك امتداد سيال مورد مطالعه قرار دهد. مجموعۀ جهان نيز در متن حركت جوهرى خويش، جز در يك امتداد سيال قابل بررسى نمىباشد. بنابراين، به آسانى مىتوان گفت مجموع جهان نيز همانند حركت است كه جز در يك امتداد سيال و جريان جاودانه به هيچوجه نمىتواند قابل بررسى
[١] همان. ص ٤٨٢.