قواعد کلی فلسفی در فلسفه اسلامی - ابراهيمي ديناني، غلام حسين - الصفحة ٧٣١ - حصول العلّة عند حصول المعلول واجب
المطلوب ١.
همانگونه كه مشاهده مىشود، امام فخر رازى در اين فصل از كتاب خويش اصل بديهى عدم جواز وجود معلول بدون وجود علت را با يك اصل بديهى ديگر توضيح داده است. آن اصل عبارت است از عدم جواز ترجيح بدون يك مرجّح. يكى از آثار اين طرز تفكر و اين نوع انديشه آن است كه وجود يك معلول همانگونه كه در پيدايش خود نيازمند علت است، در دوام و بقاى خويش نيز نيازمند علت خواهد بود؛ زيرا بقاى يك شىء چيزى جز دوام ترجيح وجود آن نمىباشد. اين مسئله نيز روشن است مادام كه حالت ترجيح وجود در يك شىء وجود داشته باشد، وجود مرجّح آن نيز ثابت است. در آثار حكماى اسلامى كلمۀ علت در دو معنى مختلف به كار برده شده است. آن دو معنى به ترتيب عبارتند از:
١. علت، چيزى است كه هستى آن مستلزم وجوب هستى ديگر گردد، نيستى آن نيز ضرورت نيستى ديگر را ايجاب نمايد.
٢. علت، چيزى را گويند كه وجود شىء ديگر به آن وابسته باشد. اين معنى در باب علت به دو قسم تام و ناقص تقسيم مىگردد. حاج ملاّ هادى سبزوارى كلمۀ علت را در معنى دوم به كار برده و در مقام تعريف معنى آن مىگويد:
انّ الّذى الشّىء إليه إفتقرا فعلّة و الشّىء معلولا يرى ٢
وى پس از اين تعريف به ذكر اقسام علت پرداخته و آنها را برحسب اينكه از علل قوام ماهيت باشند يا از علل وجود، در چهار قسم خلاصه نموده است. اقسام چهارگانۀ علت به ترتيب عبارتند از:
١. علت صورى
٢. علت مادى
٣. علت غايى
٤. علت فاعلى
علت فاعلى، برحسب كيفيت فعل به هشت قسم مختلف تقسيم مىگردد. ذكر اقسام هشتگانۀ فاعل در خور گنجايش اين مختصر نيست، و در جاى ديگر بايد مورد بحث و
[١] المباحث المشرقيه ج ١، ص ٤٧٧.
[٢] شرح منظومه، ص ١١٢.