قواعد کلی فلسفی در فلسفه اسلامی - ابراهيمي ديناني، غلام حسين - الصفحة ٦١١ - دكارت و پيروانش در اين باب چه مىگويند؟
كاملا متمايزند. از طرف ديگر اين هم واقعيتى مىنمود كه ميان ماده و روح نوعى پيوند وجود دارد. اما امكان چنين پيوندى را هرگز در خود اين دو جوهر نمىشد به دست آورد.
زيرا طبق تعريفى كه بر آنها شده بود، هريك ديگرى را متقابلا طرد مىكرد. اما علاوه بر اين دو جوهر تنها يك جوهر ديگر هم وجود داشت و آن خدا بود. بنابراين بايد نيروى ناشناختهاى از خدا صادر شود كه ماده و روح را به يكديگر بپيوندد. در همينجا بود كه مشكل ارتباط ميان جواهر به عنوان يك مسئلۀ بغرنج مورد بحث و گفتوگو واقع شد:
زيرا همانگونه كه پيداكردن يك رشتۀ پيوند بين جوهر روح و جوهر ماده بسيار مشكل است، پيداكردن رشتۀ پيوند ميان دو جوهر مادى و جسمانى نيز مشكل به نظر مىرسد.
فيلسوفانى مانند لايبنيتس، اسپينوزا، و مالبرانش در راهحل اين مشكل كوشش فراوانى كردهاند و هركدام از اين سه فيلسوف به عقيدۀ خود راهحلى را جهت اين مشكل ارائه نمودهاند. نقل عقايد و آراى اين بزرگان از گنجايش اين مختصر بيرون است.
لويى دولافرژ ١، يكى از پيروان دكارت، در سال ١٦٦٦ ميلادى كتابى به نام گفتار در پيرامون روح بشر و قوا و افعال و چگونگى اتحاد آن با بدن بنا بر مبانى دكارت منتشر ساخت كه در فصل شانزدهم آن سؤال بسيار مهمى را مطرح ساخت، و گفت فلاسفه همچنان در چگونگى تأثير نفس و بدن در يكديگر فرو ماندهاند. اما همانطور كه بدن، جوهرى متمايز از روح است از ساير اجسام نيز متمايز است. در اين صورت، تأثير جسمى را در جسم ديگر چگونه بايد توجيه كرد؟ درست است كه ما مىبينيم-يا لااقل معتقديم كه مىبينيم-بعضى از اشياء مادى متحرك، مقدارى از حركت خود را به اجسام ديگر منتقل مىكنند؛ ولى آيا هيچ مفهوم واضح و متمايزى از چگونگى اين انتقال داريم؟ هرگز! بلكه در عوض با وضوح و تمايز مىيابيم كه فرض چنين انتقال بىواسطهاى ميان دو جوهر متمايز مستلزم تناقض است. آنچه در خارج اتفاق مىافتد، اين نيست كه جسم «الف» در جسم «ب» تأثير مىكند، بلكه همان خدايى كه «الف» و «ب» را در مجاورت يكديگر نگاه مىداشت، هماكنون هم آنها را برحسب همان مجاورت قبلى در دو مكان جداگانه حفظ مىكند. اين سقوط عليت طبيعى كه با دكارت و لويى دولافرژ آغاز شده بود، توسط «ژرا» به كمال رسيد. اين مرد گمنام لوازم مبانى دكارت را بهتر از هركس ديگرى از آنها
[١] . egrof al ed siuoL .