قواعد کلی فلسفی در فلسفه اسلامی - ابراهيمي ديناني، غلام حسين - الصفحة ٥٧١ - مذهب اصالت تحصل منطقى
حالى كه تمام قضاياى تأليفى مانند قضاياى علمىاند. يعنى براى آنكه حقيقت آنها اثبات شود، نيازمند پژوهش تجربهاند. به عبارت ديگر، قضاياى تحليلى چنين ناميده شدهاند، زيرا از آنجا كه محمول آنها در تعريف موضوع مندرج است، فايدۀ آنها بيان امرى است دربارۀ موضوع كه به واسطۀ تحليل موضوع به دست مىآيد؛ (مثلا همۀ شوهران-يعنى مردان متأهل-ازدواج كردهاند) . از اينرو حقيقت چنين قضايايى به واسطۀ مطالعه و بررسى الفاظ آنها ثابت و معلوم مىشود. بالعكس، قضاياى تأليفى چنين ناميده شدهاند، زيرا نتيجۀ الحاق و پيوند با يكديگرند؛ يعنى تركيب و تأليف دو چيز منطقا غير مرتبط (مثلا اين ميز قهوهاى است) . بنابراين، اينگونه قضايا را فقط به وسيلۀ مشاهده و پژوهش تجربى مىتوان مورد تحقيق قرار داد كه آيا اين ارتباط در واقع درست است يا نه» ؟
نتيجۀ ديگر اين تمايز آن است كه قضاياى تحليلى، برخلاف قضاياى تأليفى، به عالم راجع و مربوط نيستند. از صدق يك قضيۀ تحليلى نمىتوانيم استنباط كنيم كه آنچه به وسيلۀ الفاظ در آن قضيه ياد شده است، وجود دارد. بدينسان از اين حقيقت تحليلى كه «همۀ غولان غولند» نمىتوانيم نتيجه بگيريم كه غول وجود دارد. برعكس اگر قضيهاى مانند «اين ميز قهوهاى است» راست باشد، مىتوانيم نتيجه بگيريم كه در دنيا لااقل يك ميز وجود دارد.
اصحاب اصالت تحصّل منطقى فرق بين دو نوع قضيه را با اين قول كه قضاياى تحليلى «غير مفيد و بىاهميت» است، در صورتى كه قضاياى تأليفى «آگاهى بخش و مفيد» است، توصيف كردهاند. قضاياى تحليلى به اين معنى غير مفيد و بىاهميتاند كه اگرچه ظاهرا دربارۀ عالم نيستند؛ زيرا حقيقى بودن آنها صرفا به واسطۀ صورت منطقى آنها و تعريف الفاظ است (يعنى تعريف «يك شوهر» اين است كه شوهران، مردان ازدواج كرده هستند) . به عبارت ديگر قضاياى تحليلى فقط اظهاراتى دربارۀ كلماتاند. برعكس، يك قضيۀ تأليفى به اين معنى «آگاهى بخش» است كه دلالت بر امر واقعى مىكند، و صدق و حقيقت آن به اين دلالت بستگى دارد. اكنون به واسطۀ فنون رياضى و منطقى كه راسل و وايتهد بسط و توسعه دادهاند، به آسانى مىتوان فهميد كه آيا يك قضيه، تحليلى است يا تأليفى؛ اما چگونه مىتوان فهميد كه يك قضيۀ تأليفى مفيد است يا نه؟
در پاسخ اين پرسش، اصحاب اصالت تحصّل براى دانستن اينكه يك قضيۀ تأليفى با معنى است يا نه آزمونى را پيشنهاد كردهاند، كه آن همان ملاك مشهور «قابليت تحقيق معنى» است. هرقضيهاى كه برحسب اين ملاك، با توجه به امر