قواعد کلی فلسفی در فلسفه اسلامی - ابراهيمي ديناني، غلام حسين - الصفحة ٥٧٠ - مذهب اصالت تحصل منطقى
موسوم به قضاياى «تحليلى» و «تأليفى» است، قائل شدهاند. و ثانيا ملاك آنان براى تعيين اينكه چه موقع يك قضيه بهطور شناختى مىتواند با معنى باشد.
اين ملاك گاهى «اصل تحقيق» ناميده شده است.
اينك ابتدا تمايزى را كه بين قضاياى تحليلى و تأليفى قائل شدهاند، روشن مىكنيم. براى شناخت اين تمايز به دو قضيۀ زير توجه كامل نماييد.
الف-همۀ شوهران داراى سر هستند.
ب-همۀ شوهران ازدواج كردهاند.
اين هردو قضيه در صادق بودن مشابهاند؛ با اين وصف در طريق صدق مختلفاند. ليكن نكتۀ مهم اينجا است كه تصور شوهرى كه سر ندارد، ممكن است. زيرا مىتوان مردى را تصور كرد كه بدون سر متولد شده است. و از راه لوله به او غذا دادهاند و ازدواج كرده است. اين مرد دقيقا مانند ديگر مردان است، جز آنكه فاقد سر است. اما چون همسر اختيار كرده است، شوهر هم هست.
برعكس، قضيۀ «ب» فقط به عنوان يك امر واقع صادق نيست؛ بلكه خلاف آن محال نيز هست، زيرا نمىتوان تصور كرد كه كسى هم شوهر باشد و هم ازدواج نكرده باشد. امر صرفا اين نيست كه همۀ شوهران ازدواج كردهاند؛ بلكه در همان معنى كلمۀ «شوهر» مندرج است كه هركسى كه شوهر است، بالضّرورة ازدواج هم كرده است. بدينگونه مىتوانيم دريابيم كه اگر كسى دربارۀ صدق اين دو نوع قضيه در شك و ترديد باشد، مىتواند آنها را به طريقى مختلف اثبات كند.
براى اثبات اينكه قضيۀ اول حقيقى است، در واقع بايد همۀ شوهران را مورد ملاحظه قرار داد. يعنى اين امر مستلزم تحقيق تجربى خواهد بود. اما براى اثبات اينكه قضيۀ «همۀ شوهران ازدواج كردهاند» ، حقيقى و صادق است، احتياج به تحقيق نيست؛ بلكه فقط بايد معنى كلماتى كه آن قضيه را تشكيل مىدهند، فهميد و دريافت كه جزو معنى كلمۀ شوهر اين است كه هرشوهرى ازدواج كرده است. زيرا «شوهر» به همان معناى «مرد ازدواج كرده» است. به اين ترتيب، مىتوان ديد كه آن قضيه بدون هيچگونه تحقيق تجربى، حقيقى و صادق است.
قضايايى كه تصديق و تأييد آنها مستلزم نوعى تحقيق و بررسى تجربى است، «تأليفى» ناميده مىشوند؛ و حال آنكه قضايايى كه صدق و حقيقت آنها از معانى آنها استنباط و نتيجه مىشود، به قضاياى «تحليلى» موسوماند. ادعاى پوزيتيويسم منطقى اين است كه هرقضيۀ معنىدار بايد يا تحليلى باشد يا تأليفى، و هيچ قضيهاى نمىتواند هردو باشد. هرقضيۀ تحليلى متعلق به منطق صورى است. قضاياى تحليلى به واسطۀ ساختمان صورى خود حقيقىاند، در