قواعد کلی فلسفی در فلسفه اسلامی - ابراهيمي ديناني، غلام حسين - الصفحة ٥٤٢ - ضرورت ذاتى و اصالت نظام متافيزيكى
آن را دارد-مورد انكار قرار گيرد، هيچ حكمى در جهان صحيح نخواهد بود و هيچ سخنى معنى واقعى نخواهد داشت.
اساس اختلاف بين دو نوع تفكر ماترياليسم ديالكتيك و غير آن در همين مسئله نهفته است. به عبارت ديگر، مىتوان گفت محل نزاع ميان دو گروه فكرى متخاصم در اينجا است كه آيا يك موجود در جهان، خود همان موجود است يا در عين حال غير خود آن نيز مىباشد. به اين ترتيب است كه مىبينيم «حمل اولى ذاتى» در قضيه موضع استوار خود را باز مىيابد و نقش عظيم خود را در يك نظام فكرى و سيستم فلسفى ايفاء مىنمايد.
در اينجا اين نكته به خوبى روشن مىشود كه نظام فكرى يا سيستم فلسفى در متافيزيك اگرچه كشف تازهاى به معنى تجربى و علمى كلمه ارائه نمىنمايد؛ ولى هيچگونه كشفى نيز بدون آن نظام فكرى معنى نخواهد داشت؛ زيرا در اين نظام فكرى است كه هرچيز در جاى خود معنى خود را دارد و هرموجودى مىتواند با ساير موجودات در يك رابطۀ منطقى موضع خود را نيز حفظ نمايد. هيچكس نمىتواند بيرون از نظام فكرى متافيزيكى سخنى گويد كه آن سخن داراى معنى واقعى باشد. هرسخنى كه گفته مىشود ضمن اينكه معنى اولى خود را به ذهن شنونده مىرساند، معنى ضد خود را نيز مىتواند به ذهن شنونده وارد سازد. همين اختلاف در معنى و تضاد در محتواى سخن، در ذهن خود گوينده نيز مىتواند ويرانگر باشد، چون خود گويندۀ سخن نمىتواند يكى از دو معنى متضاد را بهطور معين اراده كند. مگر با اعتقاد راسخ به معنى حمل اولى ذاتى. بنابراين كسانى كه سرسختانه در مقام پيكار و دشمنى آشتىناپذير با نظام فكرى متافيزيكى برآمدهاند، حربهاى جز متافيزيك در دست ندارند؛ زيرا نخستين ادعاى آنها اين است كه مىگويند «نظام فكرى متافيزيكى درست نيست» .
اگر اين گروه خواسته باشند به ادعاى خود وفادار بمانند و روى اين سخن ايستادگى كنند، ناچار بايد مدعاى خود را پذيرفته باشند؛ يعنى قبول داشته باشند كه جملۀ «نظام فكرى متافيزيكى درست نيست» ، درست است. هنگامى مىتوانند به صحت اين جمله اعتقاد داشته باشند كه به صحت حمل أوّلى ذاتى اعتقاد راسخ داشته باشند. اعتقاد به صحت حمل أوّلى ذاتى چيزى جز ايمان به نظام فكرى متافيزيكى نيست. به اين ترتيب درمىيابيم كه با هيچ حربهاى نمىتوان با سيستم فلسفى متافيزيكى به پيكار برخاست،