قواعد کلی فلسفی در فلسفه اسلامی - ابراهيمي ديناني، غلام حسين - الصفحة ٨٣٢ - اعيان ثابته در علم حقتعالى
إذ يكشف الأشياء مرّات له فذا مراتب بيان علمه
عناية و قلم لوح قضا و قدر سجلّ كون يرتضى
اعيان ثابته در علم حقتعالى
اكنون كه معلوم شد هريك از ماهيات داراى مراتب و درجاتى از هستى است، اين مسئله نيز معلوم مىشود كه عين ثابت هريك از اشياء نحوهاى از ظهور و ثبوت آن در مرتبۀ علم حق به شمار مىآيد. مناط علم خدا به موجودات در ازل چيزى جز اعيان ثابته نيست. بسيارى از بزرگان صوفيه، مانند شيخ محى الدّين عربى و پيروان وى از اين عقيده جانبدارى نمودهاند. اين جماعت را عقيده بر آن است كه كليۀ موجودات پيش از آنكه در جهان عينى پا به مرحلۀ بروز و ظهور بگذارند، در عالم علم ربوبى ثابتاند.
تفاوت ميان اين عقيده و مذهب معتزله در اين است كه صوفيه به ثبوت عينى اشياء پيش از آنكه به وجود عينى موجود گردند قائل نيستند؛ بلكه ثبوت اشياء را در ازل يك نوع «ثبوت علمى» مىدانند كه در مرحلۀ ربوبى ثابتاند، به طورى كه مىتوان گفت اعيان ثابتۀ اشياء در عالم ربوبيت به نحو «ثبوت ربانى» ثابتاند. در حالى كه معتزله براى ماهيات اشياء پيش از تحقق عينى و وجود خارجى به نوعى از ثبوت عينى قائلاند. در باب معنى ثبوت، سخنى جز اين نمىگويند كه ثابت نه موجود است و نه معدوم. تناقض ميان وجود و عدم و نفى واسطه بين هستى و نيستى، بطلان عقيدۀ معتزله را روشن مىسازد.
با توجه به آنچه تاكنون در اينجا ذكر شد، معلوم مىشود در نظر صوفيه آنچه در اين جهان پا به مرحلۀ بروز و ظهور مىگذارد، چيزى جز مقتضاى اعيان ثابتۀ اشياء در مرحلۀ علم ربوبى نيست.
برخى ديگر از موجودات تنها برخى از صفات حق را ظاهر مىسازند. هيچ موجودى جز انسان نمىتواند مظهر تجلّى همۀ صفات خداوند قرار گيرد. انسان كامل همۀ صفات حق را ظاهر مىسازد؛ زيرا تنها انسان است كه مركز تجلّى همۀ صفات خداوند به شمار مىآيد.
هر فردى از افراد انسان در تمام طول زندگى خود و در همۀ مراحل هستى همان چيزى خواهد بود كه عين ثابت وى در مرحلۀ علم ربوبى اقتضا مىكند. به همين جهت است كه خواجه عبد اللّه انصارى مىگويد: «همه از روز آخر مىترسند ولى من از روز اول