قواعد کلی فلسفی در فلسفه اسلامی - ابراهيمي ديناني، غلام حسين - الصفحة ٧٥٨ - ذاتيات و لوازم ماهيات مجعول نيستند
علت را همواره امكان تشكيل مىدهد؛ همانگونه كه مناط بىنيازى، چيزى جز وجوب يا امتناع نيست.
با توجه به آنچه تاكنون در اينجا ذكر شد، به روشنى معلوم مىشود كه آنچه مورد تعلق جعل بسيط قرار مىگيرد، چيزى جز وجود نفسى نيست، و آنچه مورد تعلق جعل تأليفى واقع مىشود، چيزى جز وجود رابط نمىباشد. اگر بخواهيم از وجود نفسى و وجود رابط در دايرۀ فعل انسان سخن بگوييم بايد مجموعۀ تصورات و تصديقهاى انسان را مورد بررسى قرار دهيم. تصورات انسان وجود نفسى را نشان مىدهند و تصديقهاى وى از وجود رابط حكايت مىكنند. در دايرۀ جعل و ايجاد بشرى، تصورات وى جعل بسيط به شمار مىآيند؛ ولى تصديقهاى وى چيزى جز جعل تأليفى نيستند؛ زيرا مادام كه بين تصور موضوع و تصور محمول نوعى رابط وجود نداشته باشد، تصديق تحقق پيدا نمىكند.
ذاتيات و لوازم ماهيات مجعول نيستند
اكنون كه معنى وجود رابط و وجود نفسى، و همچنين تفاوت ميان جعل بسيط و جعل تأليفى معلوم شد، به روشنى معلوم مىشود كه جعل بسيط جز در مورد اصل هستى، كه آن را وجود نفسى مىخوانند، صادق نيست. جعل تأليفى نيز تنها در مورد عوارض مفارق يك شىء مىتواند صادق باشد؛ زيرا وقتى ذات يك شىء در مقام تقرر ماهوى از هرگونه عوارض مفارق تهى و نسبت به آنها بىگانه باشد، ناچار براى اتصاف به اينگونه عوارض نيازمند ايجاد و جعل تأليفى خواهد بود.
در اينجا اين پرسش پيش مىآيد كه اگر جعل بسيط تنها در مورد اصل هستى صادق است و جعل تأليفى نيز جز در مورد عوارض مفارق يك شىء مصداق پيدا نمىكند، آيا ذاتيات يك شىء و لوازم ماهيت آن چگونه مورد تعلق جعل يا ايجاد واقع مىشود؟
پاسخ به اين پرسش، اساس اين مبحث را تشكيل مىدهد. در آغاز اين مبحث يادآور شديم كه ذاتيات يك شىء و لوازم ماهيت آن به هيچوجه نيازمند جعل يا ايجاد نيست؛ زيرا جعل ذاتيات و لوازم يك ماهيت چيزى جز جعل و ايجاد خود ماهيت نيست. در مورد ايجاد يك ماهيت اين سؤال منطقى است كه پرسيده شود علت ايجاد آن چيست؟ ولى اگر كسى اين پرسش را به صورت ديگر مطرح كند و بگويد چرا ماهيت ماهيت است؟ ناچار بايد گفت اين پرسش هيچگونه معنى و محتواى عقلى ندارد؛ زيرا معنى اين