قواعد کلی فلسفی در فلسفه اسلامی - ابراهيمي ديناني، غلام حسين - الصفحة ٧٣٤ - حصول المعلول عند حصول العّة واجب
بوده است.
امام فخر رازى در باب علت و معلول اين مسئله را به اين صورت مطرح كرده است: تأثير خداوند در غير خويش به عنوان مبدأ آفرينش از اين سه صورت بيرون نيست:
١. تأثير خداوند در غير خويش فقط به واسطۀ ذات بىهمتاى خويش است.
٢. تأثير خداوند در غير خويش به واسطۀ لوازم ذاتى وجود وى انجام مىپذيرد.
٣. تأثير خداوند در غير خويش به واسطۀ امرى انجام مىشود كه از لوازم ذاتى وجود حق تبارك و تعالى به شمار نمىآيد.
اگر تأثير خداوند در غير خويش از طريق اول يا دوم صورت پذيرد، لازمۀ اين سخن آن خواهد بود كه ذات حق تبارك و تعالى بهطور دائم و جاودانه در حال تأثير و انجام فعل بوده باشد؛ زيرا آنچه منشأ تأثير و مبدأ انجام فعل حق در اين دو صورت به شمار مىآيد، هميشه موجود است و هنگامى كه منشأ تأثير و مبدأ فعل هميشه موجود باشد، ناچار اصل تأثير و انجام فعل نيز هميشه موجود خواهد بود. دليل اين امر آن است كه هرگاه منشأ تأثير و مبدأ فعل هميشه موجود باشد، صدور فعل از دو صورت بيرون نخواهد بود.
آن دو صورت به ترتيب عبارتند از:
١. صدور فعل از مبدأ كامل بهطور امكان صورت مىپذيرد.
٢. صدور فعل از مبدأ كامل بهطور ضرورت و وجوب صورت مىپذيرد.
جاى هيچگونه ترديد نيست كه اگر صدور فعل از مبدأ كامل بهطور امكان صورت پذيرد، ناچار نيازمند علت خواهد بود؛ زيرا ترجيح يافتن يكى از دو طرف امر ممكن الوجود بدون يك مرجّح خارجى امكانپذير نمىباشد. در اينجا لازمۀ اين سخن آن خواهد بود كه مبدأ كامل بدون يك مرجّح خارجى منشأ تأثير واقع نگردد، و اين چيزى است كه با اصل مفروض مطابقت ندارد؛ زيرا مفروض اين است كه مبدأ فعل از هرجهت كامل است و هيچگونه نيازى به غير خويش ندارد. نتيجۀ اين مقدمات آن است كه صدور فعل از مبدأ كامل هميشه و بهطور ضرورت و وجوب صورت مىپذيرد. اكنون اگر كسى بگويد صدور فعل از مبدأ كامل نه به طريق اول است و نه به طريق دوم بلكه فقط از طريق سوم صورت تحقق مىپذيرد؛ يعنى تأثير خداوند در غير خويش به واسطۀ امرى انجام مىشود كه از لوازم ذاتى وجود وى به شمار نمىآيد، در اينجا گفته مىشود آيا آن امرى كه از لوازم ذاتى وجود حق تبارك و تعالى به شمار نمىآيد و در عين حال واسطۀ