قواعد کلی فلسفی در فلسفه اسلامی - ابراهيمي ديناني، غلام حسين - الصفحة ٧٠١ - صدر المتألهين
در اين صورت اين ادعا كه اگر در جايى حدّ تام وجود نداشته باشد، برهان نيز وجود نخواهد داشت، با اشكال روبهرو مىگردد؛ زيرا نبودن برهان، در جايى مىتواند صادق باشد كه هيچيك از علل چهارگانه در آنجا وجود نداشته باشد. صدر المتألّهين به اين اشكال توجه داشته و در كتاب مبدأ و معاد به اين مسئله اشاره كرده است كه اگر در جايى حدّ تام وجود نداشته باشد، هيچيك از علل چهارگانه وجود نخواهد داشت. دليل اين امر آن است كه هرموجود از موجودات اين جهان، زوج تركيبى است؛ يعنى داراى ماهيت و وجود است. وجود و ماهيت پيوسته حقيقت يك شىء را تشكيل مىدهد. در اين صورت اگر در جايى حدّ تام وجود نداشته باشد، علل قوام ماهيت نيز وجود نخواهد داشت؛ و هنگامى كه ماهيت يك شىء مطرح نباشد، وجود آن نيز مطرح نخواهد بود؛ زيرا، همانگونه كه گذشت، هرموجودى در اين جهان، زوج تركيبى است كه داراى ماهيت و وجود است.
حاج ملاّ هادى سبزوارى به اين اشكال توجه كرده و آن را به اين صورت در تعليقۀ خود بر كتاب اسفار تقرير نموده و پاسخ داده است:
و لعلّك تقول: إنّ إنتفاء الحدّ يستلزم إنتفاء علّة القوام، و لا يلزم منه إنتفاء علّة الوجود، و إنتفاء البرهان على الشّىء مبنى على إنتفاء العلل الأربع، فاعلم إنّا قد نقلنا عن المصنّف آنفا، إنّ ما سوى الواجب تعالى زوج تركيبى له مادّة و صورة فإنتفاء علّة القوام و لو كانت مثل المادّة و الصّورة العقليّتين، يستلزم إنتفاء علّة الوجود ١.
همانگونه كه مشاهده مىشود، سبزوارى در باب زوج تركيبى بودن موجودات اين جهان به جاى ماهيت و وجود دو كلمۀ ماده و صورت را به كار برده است. بسيار روشن است كه مقصودى از ماده و صورت، تنها ماده و صورت خارجى نيست؛ زيرا در عبارت وى به ماده و صورت عقلى نيز تصريح شده است.
[١] الاسفار الاربعة. ج ١، ص ٢٦، حاشيۀ س ره.