قواعد کلی فلسفی در فلسفه اسلامی - ابراهيمي ديناني، غلام حسين - الصفحة ٦٥١ - نظر افضل الدين كاشانى در باب جزئيات
بهطور قهرى و ضرورى بر آن مبادى مترتب خواهد بود، اعم از اينكه شخص انسان از آن لوازم بهرهمند باشد يا نباشد. خواستن يا نخواستن كوچكترين تأثيرى در ترتيب لوازم بر مبادى انتخاب شده ندارد. در همينجا است كه اهميت و عظمت نقش انتخاب در زندگى انسان روشن مىگردد؛ زيرا انتخاب است كه هويت هريك از افراد انسان را مىسازد و صحنۀ پرماجراى زندگى را در انحاى مختلف و اشكال گوناگون به وجود مىآورد. غمها و شادىها، يأسها و اميدها، دادها و بيدادها به دنبال انتخابها جريان مىيابد. تمام تاريخ بشر پس از انتخاب در سه صحنۀ درام، كمدى، تراژدى جلوهگر مىگردد.
در پايان اين مقال، با يك پرسش بسيار اساسى روبهرو هستيم؛ و آن پرسش اين است كه اگر انتخاب، چيزى جز اختياركردن نيست و اگر اختياركردن براى انسان فقط يك صفت است، آيا اين صفت اختيار خود اختيار مىشود يا نه؟ اگر اين اختيار، اختيار مىشود، آيا آن اختيار در كجاست؟ و اگر اختيار، اختيار نمىشود، آيا عدم اختيار خود يك نوع اختيار نيست؟ و در اين صورت آيا جز اختيار راه ديگرى هست؟
پاسخ به اين پرسش را اين زمان بگذار تا وقت ديگر.
نظر افضل الدّين كاشانى در باب جزئيات
افضل الدّين محمد مرقى كاشانى، معروف به بابا افضل (متوفى ٦٦٧ ه. ش.) از حكما و عرفاى بزرگ قرن ششم و هفتم هجرى بوده است. وى در يك فصل از آثارش تحت عنوان ايمنى از فنا چنين مىگويد:
برهان بر اينكه در چه مرتبه يقين شود انسان را كه از فنا ايمن گشت گوييم: آنگاه ايمن شود كه بداند كه هستى وجود كلى است؛ و هيچ كلى محسوس نتواند بود و نه مخيل و نه موهوم، و جز عقلى نتواند بود، و چون هستى كلى بود و كلى معقول بود، وجود عقلى جز در نفس نبود و هيچ جسم نتواند بود. وجود نفس علم نفس بود بخود، و اين وجودش از خود بود و هرآنچه وجودش از خود بود از فنا ايمن بود. و تغيير و فساد وجودهاى جزئى به وجود كلى زيان ندارد از آنكه اين جزئيات كه در معرض استحالت و تغييرند چون مستحيل مىشوند در علم و دانستن آن و در داننده هيچ استحالت پيدا نمىآيد و ثبات بر اين يقين بر تفاوت تواند بود؛ باشد كه بعد از يافتن و دانستن آن هرگز فراموش نشود و باشد كه محتاج بود به تكرار آن چند كرت تا چنان مستحكم شود كه اگر شروع كند در