قواعد کلی فلسفی در فلسفه اسلامی - ابراهيمي ديناني، غلام حسين - الصفحة ٦٥٠ - همبستگى مفاهيم
شايد بتوان گفت سخن و انديشه دو روى از يك سكه را تشكيل مىدهند.
هنگامى كه سخن به اينجا رسيد به روشنى معلوم است كه هرگونه گفتوگو، كه با كلمۀ نطق يا ناطق از آن تعبير مىشود، حكايت از نوعى تعميم و كليت دارد؛ و به اين ترتيب وقتى گفته مىشود ناطق در تعريف انسان به معنى مدرك كليات آمده است، بايد آن را پذيرفت. زيرا سخنى است درست و سخت به هنجار. اكنون در اينجا به آسانى مىتوان ادعا كرد كه پيدايش سخن در جهان، چيزى جز ظهور عالم معانى و كليات نيست. آنجا كه سخن آغاز مىگردد، معانى و كليات ظاهر مىشود. اين انسان است كه در جهان نخستين بار سخن را آغاز كرد و معنى نخستين را آشكار ساخت. با ظهور سخن، دريچۀ عالم معانى و جهان كليت به روى انسان گشوده شد و عارى از حقيقت بودن عالم حس و جهان جزئيات شخصى، همانند يك سراب آشكار گشت.
به همين جهت است كه حكما قضاياى شخصى را به هيچوجه در مورد علوم حقيقى معتبر ندانسته و معرفت آنها را از جهت جزئى شخصى بودن در زمرۀ كمالات نفس به شمار نياوردهاند. حاج ملاّ هادى سبزوارى در اين باب مىگويد:
قضيه شخصيّة لا تعتبر إذ لا كمال فى إقتناص مادثر
بل ليس جزئى بكاسب و لا مكتسب بل كسراب فى الفلا ١
همبستگى مفاهيم
از مجموع آنچه تاكنون در اينجا مورد بحث و گفتوگو قرار گرفت، معلوم شد كه كليۀ معانى و مفاهيم با يكديگر همبستگى ذاتى و ضرورى دارند؛ و به همين جهت است كه فلاسفه فقط آنطور كه مىتوانند مىانديشند، نه آنچنانكه مىخواهند؛ زيرا همبستگى ميان مفاهيم فلسفى درست مانند قوانين جهان طبيعت از ما مستقل و بىنياز است.
شخص همواره در انتخاب مبادى آزاد است؛ اما همينكه يك نوع مبادى را اختيار كرد، بايد براى مقابله با لوازم و نتايج آنها، هراندازه هم ناگوار باشد، آماده گردد و در همينجا است كه معنى مسئوليت نيز ظاهر مىگردد. بنابراين، جايى كه شخص انسان بهطور مطلق آزاد است، فقط در انتخاب است؛ ولى به مجرد اينكه يك سلسله مبادى را انتخاب كرد، ديگر لوازم آن مبادى از طريق همبستگى ذاتى و ضرورى كه بين مفاهيم وجود دارد،
[١] اللئالى المنتظمة. ص ٤٨.