قواعد کلی فلسفی در فلسفه اسلامی - ابراهيمي ديناني، غلام حسين - الصفحة ٦٢٧ - انواع پنجگان١٧٢٨ جوهر
مىگريختهاند، برخلاف ميل خود، بسيار بيشتر به آن دچار گشتهاند. اين همان چيزى است كه ارباب سخن آن را «كرّ على ما فرّ» خواندهاند. به اين ترتيب مىتوان ادعا كرد كه هرگونه رد و انكار نسبت به مقولۀ جوهر در جهان خارج، در حقيقت يك نوع اثباتكردن آن است؛ زيرا وجود مقولات عرضيه در جهان خارج بدون وجود جوهر به هيچوجه امكانپذير نيست. به همين جهت بايد گفت اثبات مقولات عرضيه، بهطور مستقيم و يا بهطور غير مستقيم، اثبات مقولۀ جوهر نيز خواهد بود.
انواع پنجگانۀ جوهر
بسيارى از حكما مقولۀ عالى جوهر را به پنج نوع تقسيم كردهاند كه به ترتيب عبارتند از:
١. جوهر عقل مفارق
٢. جوهر نفس مدبّر
٣. جوهر هيولا يا مادّة المواد
٤. جوهر صورت فعلية
٥. جوهر جسم مادى
هيچيك از انواع پنجگانۀ جوهر با ادراك حسى شناخته نمىشود؛ زيرا هنگامى كه جسم، كه خود يك جوهر مادى است، به وسيلۀ ادراك حسى شناخته نمىشود، در مورد جواهر مجرده مانند عقل مجرد و نفس مجرد مسئله روشنتر خواهد بود.
اما در باب اينكه جوهر مادى جسم با ادراك حسى شناخته نمىشود، بايد گفت هنگامى كه يك جسم مادى مورد بررسى و مشاهده قرار مىگيرد، آنچه انسان با همۀ ادراكات حسى خود مىتواند از آن دريافت نمايد، چيزى جز يك سلسله عوارض نيست. بهطور مثال هنگامى كه يك ميز، به عنوان يك جسم، مورد بررسى واقع مىشود، آنچه انسان از موجود بودن آن دريافت مىكند، عبارت است از رنگ مخصوص، بعد و وزن مخصوص، زبرى و نرمى مخصوص، و چيزهايى از اينگونه كه همۀ آنها جز يك سلسله عوارض چيز ديگرى نخواهند بود.
از طرف ديگر اين مطلب را به خوبى مىدانيم كه جوهر مادى جسم، نه رنگ است و نه بعد و وزن، و نه نرمى و زبرى و نه ساير اوصاف از اينگونه كه عوارض را تشكيل مىدهند. بنابراين بايد گفت جوهر جسمانى يك حقيقت خارجى است كه فقط از طريق عقل و برهان مىتوان وجود آن را در خارج اثبات نمود؛ و اين حقيقت همواره از دسترس