قواعد کلی فلسفی در فلسفه اسلامی - ابراهيمي ديناني، غلام حسين - الصفحة ٦٢٠ - الجزئى لا يكون كاسبا و لا مكتسبا
الجزئى لا يكون كاسبا و لا مكتسبا
معنى اين جمله با عبارتهاى گوناگون در بسيارى از كتب فلسفى و منطقى آمده و مورد توجه اهل معقول واقع شده است. عبارتى كه در اينجا مطرح شد، شايعترين عبارتى است كه در اين باب ذكر شده است.
معنى اين جمله عبارت است از اينكه يك ادراك جزئى مشخصى از آن جهت كه جزئى و مشخص است نه مىتواند كاسب باشد و ادراك ديگر را نتيجه دهد و نه مىتواند مكتسب باشد و نتيجۀ ادراك ديگرى پيش از خود باشد. به عبارت ديگر مىتوان گفت يك ادراك جزئى، از آن جهت كه جزئى است، موجب توليد و حصول هيچگونه ادراك ديگرى نخواهد بود؛ همانگونه كه محصول و دنبالۀ هيچگونه ادراك ديگرى پيش از خود نيز نمىباشد. به اين ترتيب يك ادراك جزئى از آن جهت كه جزئى است، نه كاسب است و نه مكتسب؛ بلكه فقط يك ادراك جزئى مشخص است. بنابراين، معنى اين جمله مىتواند به عنوان يك قانون عقلى و قاعدۀ فلسفى مورد بحث و گفتوگو قرار گيرد. پيش از اينكه به ذكر دليل جهت اثبات اين قاعده بپردازيم، يادآورى يك نكته در اينجا ضرورى مىنمايد و آن اينكه علماى فن منطق مفهوم جزئى را به دو قسم تقسيم كردهاند كه به ترتيب عبارتند از:
١. جزئى حقيقى
٢. جزئى اضافى
«جزئى حقيقى» عبارت است از مفهومى كه نفس تصور آن مانع باشد از واقع شدن بين كثير. مانند اينكه شخصى بهطور مثال قلمى را در دست گرفته و با آن مىنويسد.
نفس تصور اين قلم مفهومى است كه از واقع شدن بين كثير امتناع دارد و با هيچ موجودى جز همان قلم كه در دست همان كاتب است، منطبق نمىباشد.