قواعد کلی فلسفی در فلسفه اسلامی - ابراهيمي ديناني، غلام حسين - الصفحة ٥٩٤ - اشكال
امكانپذير نخواهد بود؛ و اين بدان جهت است كه صدور سيلان از ثابت، و متغير از جامد محال است. دليل محال بودن اين امر آن است كه اگر علت قريب و واقعى صدور حركت را در جهان يك موجود ثابت بالذّات بدانيم، لازمهاش آن خواهد بود كه هيچيك از اجزاى حركت به هيچوجه معدوم نباشد؛ زيرا تخلف معلول از علت تامّه به حكم عقل جايز نيست. وقتى معدوم شدن هيچيك از اجزاى حركت امكانپذير نباشد، حركت معنى واقعى خود را از دست خواهد داد و مفهوم آن به نوعى سكون تبديل خواهد شد.
در اينجا است كه از مفاهيمى مانند تحول يا متغير و يا متحرك، يك سلسله معانى مخالف از قبيل قرار، جامد و ساكن اراده خواهد شد و اين چيزى است كه موجب برداشت معكوس از مفاهيم شده و در نتيجۀ آن انسان جهان را واژگون خواهد ديد.
اشكال
در اينجا ممكن است اين پرسش پيش آيد كه اگر صدور سيال از ثابت، و متحرك از ساكن محال است؛ چگونه جوهر عالم ماده و طبيعت جهان، كه در حدّ ذات خود سيال و در نهاد خويش ناآرام است، از يك مبدأ ثابت ازلى يعنى واجب الوجود صادر گشته است؟ پاسخ اين پرسش، كه به عنوان يك اشكال بسيار بزرگ و اساسى همواره در تاريخ فلسفه مطرح بوده است، در باب مسئلۀ ربط حادث به قديم به تفصيل آمده است. ما نيز هنگام طرح مسئله ربط حادث به قديم به تفصيل وارد اين مبحث خواهيم شد.
آنچه لازم است در اينجا بهطور اجمال مورد بررسى قرار گيرد، اين است كه گفته مىشود اگر يك موجود در حدّ ذات خود سيال و پويا نباشد، ناچار براى سيلان و پويندگى نيازمند به موجودى پويا و سيال خواهد بود؛ زيرا چون اين صفت را در حد ذات خود دارا نيست، بايد از غير خود كسب نمايد. اين مسئله نيز روشن است كه موجود ديگر اگر خود سيال و پويا نباشد، هرگز نمىتواند صفت سيلان و تغيير را به غير خود منتقل نمايد. اما اگر يك موجود در حدّ ذات خود سيال و متحرك باشد، به گونهاى كه سيلان و تحرك نوع هستى آن را تشكيل دهد، به يك چيز بيشتر نيازمند نمىباشد آن هم چيزى است كه وجودش را ايجاد و اعطا نمايد. در اين صورت صفت سيلان و پويايى يا تحرك و تغيير در اين موجود به هيچوجه نيازمند غير نخواهد بود؛ زيرا اين صفت، يك صفت ذاتى است و چيزى كه ذاتى باشد، هرگز نيازمند علت نيست. اين مسئله از بديهيات فلسفۀ اسلامى است كه گفتهاند: «الذّاتى لا يعلّل» .