روض الجنان و روح الجنان في تفسير القرآن - الرازي، ابوالفتوح - الصفحة ٢١٥ - ترجمه
اهل كوفه خوانند مگر عاصم:«كثير»بالثّاء،باقى قرّاء«كبير» [١]بالباء.
وَ مَنٰافِعُ لِلنّٰاسِ ،و در آنجا منفعتهايى هست مردمان را.بهرى گفتند:مراد منفعت تن است [٢]از آنان كه خمر با طبع ايشان موافق بود،و لذّتى به آن متعلّق است، و منافع تجارتى كه به آن كردندى،چنان كه اعشى گفت:
لنا من ضحاها خبث نفس و كآبة
و ذكرى هموم ما تغبّ أذاتها
و عند العشاء طيب نفس و لذّة
و مال كثير عدوة [٣]نشواتها
و چنان كه ديگرى گفت [٤]:
و إذا شربت فإنّني ربّ الخورنق و السّدير
و إذا صحوت فإنّني ربّ الشّويهة و البعير
يكى از جمله خلفا شاعرى را گفت:ما تصنع بشرب الخمر؟چه خواهى كردن خمر را كه اوّلش تلخ است و آخرش خمار؟گفت:چنين است [٥]،و لكن بينهما حالة لا يساويها ملكك،در آن ميانه حالتى هست كه با ملك تو برابر نكنم.گفت:توبه بكن تا تو را فلان اقطاع بدهم [٦].گفت:چون مست شوم ملك من از ملك تو بيش باشد.گفت:باز چون هشيار [٧]شوى نه همان گداى باشى؟گفت:اعاود السّكر ليعاودنى الغنى [٨]،با سر مستى شوم تا توانگرى با من آيد.منافع خمر از اين معانى بود، و منافع ميسر آن مالى كه ازآنجا جمع كنند و ببرند.
وَ إِثْمُهُمٰا أَكْبَرُ مِنْ نَفْعِهِمٰا ،گفت:و لكن بزهاش بزرگتر است از سودش.
مفسّران گفتند:اثم خمر آن بود كه چون مست شود مردم را ايذا كند،و اثم قمار آن بود كه مال مردمان [٩]به ناحق ببرد.
ربيع و ضحّاك گفتند«منافع»پيش تحريم بود،و«إثم»پس از تحريم،و
[١] .مج+به،وز+ببر.
[٢] .اساس:نيست،با توجّه به مج و ديگر نسخه بدلها تصحيح شد.
[٣] .اساس:عدّة،با توجّه به مج تصحيح شد.
[٤] .همۀ نسخه بدلها:گويد.
[٥] .اساس:با خطى متفاوت از متن نوشته«گفت ايّها الامير»،با توجّه به مج و اتّفاق نسخه بدلها تصحيح شد.
[٦] .اساس:با خطى متفاوت از متن«بدهم»،با توجّه به مج و ديگر نسخه بدلها تصحيح شد.
[٧] .مج،وز:هشيارى.
[٨] .اساس:با خطى متفاوت از متن«يعنى»،با توجّه به مج و ديگر نسخه بدلها تصحيح شد.
[٩] .مج،فق:مردم.