روض الجنان و روح الجنان في تفسير القرآن - الرازي، ابوالفتوح - الصفحة ١٩٢ - ترجمه
[٢٧٥-ر]،و«كره»اكراه بود،و بيان كرديم كه معنى اين«كره»نفار طبع است كه به اكراه [١]فعل مختار در وجود نيايد،براى آنكه اين خطر جان است و مشقّت نفس است و مئونت مال است.
و عكرمه گفت:اين لفظ منسوخ است بقوله: سَمِعْنٰا وَ أَطَعْنٰا [٢]...،يعنى كرهوا ثمّ انقادوا،و اين درست نيست براى آنكه نسخ در اخبار نشود [٣]،در اوامر و نواهى شود.
آنگه حقتعالى بيان كرد كه:مصالح شرع [٤]موقوف نباشد بر ارادت و كراهت تو، وَ عَسىٰ أَنْ تَكْرَهُوا شَيْئاً وَ هُوَ خَيْرٌ لَكُمْ ،بسيار بود كه تو كاره باشى چيزى را و آن تو را بهتر بود،و باشد كه تو چيزى دوست دارى و تو را آن بتر بود،براى آنكه در جهاد احدى الحسنيين است،إمّا ظفر و غنيمت،و إمّا شهادت،و ترك او شرّ است براى آنكه در او ذلّ است و غضاضت و فقر و حرمان غنيمت.
عبد اللّٰه عبّاس گفت:يك روز رديف رسول بودم-صلّى اللّٰه عليه و على آله- گفت:
يا ابن عباس ارض عن الله بما قدر و ان كان خلاف هواك، گفت راضى شو از خداى به آنچه بر تو قضا كرده است [٥]،و اگرچه برخلاف هواى تو باشد كه اين در كتاب خداست.گفتم:كجاست يا رسولاللّٰه؟كه من در قرآن خواندهام و نمىدانم كه كجاست؟گفت نمىدانى اى زيرك، وَ عَسىٰ أَنْ تَكْرَهُوا شَيْئاً وَ هُوَ خَيْرٌ لَكُمْ وَ عَسىٰ أَنْ تُحِبُّوا شَيْئاً وَ هُوَ شَرٌّ لَكُمْ.
حسن [٦]گفت:لا تكره الملمّات الواقعة و البلايا الحادثة،گفت:كاره مباش مهمّات واقعه را و بلاهاى حادثه را،كه بسا كار كه تو آن را كاره باشى و نجات تو در آن باشد،و بسا كار كه تو را خوش آيد و هلاك تو در آن باشد.و ابو سعيد الضّرير در اين معنى آورد،قول القائل:
ربّ امر تتّقيه
جرّ امرا ترتجيه
خفى المحبوب منه
و بدا المكروه فيه
و عبد اللّٰه المعتزّ گويد در اين معنى:
[١] .آج،لب،فق،مب،مر:بالكراهة.
[٢] .سورۀ بقره(٢)آيۀ ٢٨٥.
[٣] .وز،فق،مب+و.
[٤] .همۀ نسخه بدلها:شرعى.
[٥] .همۀ نسخه بدلها:قضا كند.
[٦] .مج:چنين،وز:خبيبى را چنين.