روض الجنان و روح الجنان في تفسير القرآن - الرازي، ابوالفتوح - الصفحة ١٦٠ - ترجمه
باشد.ايشان عجب داشتند،گفتند:ما بهيكبار چونين [١]غافل شديم كه كسى خاك بر سر ما كرد و ما بىخبر.
آنگه توقّف كردند تا شب به نيمه آخر رسيد.آنگه قصد بام كردند [٢]،گروهى [٣]در را [٤]مراقبت مىكردند،اينان از بام فرونگريدند [٥]،اميرالمؤمنين على بر جاى رسول خفته بود،روى پوشيده و پاى بيرون كرده،براى آنكه پايش به پاى رسول نيك ماند [٦]،شكلا و ثباتا،هم به شكل و هم به ثبات،تا گمان نبرند كه آن نه رسول است.مىنگريدند و مىگفتند:محمّد بر جاى خود است،تا آنگه كه فروشدند و بر بالين او بايستادند،او بيدار بود و مىنمود كه خفتهام.
آنگه يكيك را [٧]مىگفت:تو ابتدا كن [٨].او برخاست و بانگ بر ايشان زد، گفت:شما چهكار دارى اين جا؟چون آواز على شنيدند خائب شدند كه ايشان به طلب محمّد آمده بودند،اگر دانستندى كه همۀ بلا و آفت ايشان از على خواهد بودن، به كشتن او راغبتر بودندى.او را گفتند:يا على!محمّد كجاست؟گفت:من ندانم،
ما كنت عليه رقيبا ،من رقيب او نبودم تا دانم كه كجا باشد.
در ساعت ايشان از سراى بيرون آمدند،پى ديدند نهاده،بدانستند كه آنكه [٩]در اوّل شب خاك بر سر ايشان كرد همان بود كه در آخر شب باد به دست ايشان داد، اين بيت در حقّ ايشان محقّق شد.
دردا و دريغا كه از آن خاست [١٠]نشست
خاكى است [١١]مرا بر سر و بادى است [١٢]به دست
در خبر مىآيد از صادق-عليه السّلام-كه گفت:حقتعالى در اين شب به
[١] .همۀ نسخه بدلها:چنين.
[٢] .همۀ نسخه بدلها بجز فق،مر+گروهى،فق+گروه،مر:ندارد.
[٣] .لب.با گروهى،دب،مب،مر:و گروهى،فق:گروه.
[٤] .همۀ نسخه بدلها بجز دب:راه.
[٥] .آج،لب،فق،مب،مر+و مىگفتند:محمّد بر جاى خود است تا آنگاه فروشدند و بر بالين او بايستادند.
[٦] .مر:مانند بود،مب:رسول(ص)شبيه بود.
[٧] .دب:اين آن را،مب:يكيك يكديگر را.
[٨] .مب+و هيچكدام را دليرى آن نبود حضرت اميرالمؤمنين على بن ابى طالب-عليه الصّلاة و السّلام.
[٩] .مج،وز،آج،لب،فق،مب،مر+كس.
[١٠] .آج،لب،فق،مب،مر+و.
[١٢] [١١] .اساس و همۀ نسخه بدلها:خاكيست...باديست.