روض الجنان و روح الجنان في تفسير القرآن - الرازي، ابوالفتوح - الصفحة ٩٦ - ترجمه
از آن رنجور بودم،و من ديگ مىپختم [١]،رسول مرا گفت:همانا رنجورى از اين جمنده؟گفتم:به غايت يا رسولاللّٰه!آيت فرود آمد،رسول-عليه السّلام-گفت:سر بتراش كه خداى رخصت [٢]بداد،و فدا كن به روزه.
و به نزديك ما روزه فداى حلق سه روز است،و اطعام شش درويش راست،و به روايتى ده درويش [٣][٢٤٣-ر].
و«نسك»گوسپندى است و به نزديك شافعى هم چنين است،و اين قول مجاهد است و علقمه و ابراهيم [٤]و اختيار جبّائى و روايت از كعب بن عجرة،حسن و عكرمه گفتند:روزه ده روز،يا طعام ده درويش،هر درويشى را نيم صاع،يا ذبيحهاى.و «نسك»جمع نسيكه باشد،كصحيفه و صحف جمعى است على غير قياس.
خلاف كردند در آنكه ذبيحه كجا كشتند [٥]و طعام كجا دهند [٦].بهرى گفتند:
هر دو به مكّه بايد،و درست آن است كه هرجا كه خواهد اين روزه بدارد و اين صدقه بدهد،و اين گوسپند بكشد.
فَإِذٰا أَمِنْتُمْ ،حقتعالى چون حكم خائف بگفت،حكم ايمن نيز بگفت،چون ايمن شوى از دشمن يا از بيمارى. فَمَنْ تَمَتَّعَ بِالْعُمْرَةِ إِلَى الْحَجِّ ،در اين خلاف كردند،بهرى گفتند:آنكس را گفت كه ممنوع باشد چندان مدّت كه حجّ از او فايت شود آن حجّ را عمره كند و حلال شود پس تمتّع كند به آن عمره به حجّ سال آينده،و اين قول عبد اللّٰه زبير است.
قولى دگر آن است كه انس مالك روايت كرد كه،رسول-عليه السّلام-لبّيك زد به حجّه [٧]و عمره و آن را [٨]قارن نام نهاد.
قولى دگر آن است كه جابر عبد اللّٰه انصارى و ابو سعيد خدرىّ روايت كردند كه:
سالى صحابه [٩]با رسول به حجّ بودند،لبّيك بزدند به حجّ،رسول-عليه السّلام-گفت:
[١] .مب:ديگ بر سر آتش نهاده بودم و طعام مىپختم.
[٢] .همۀ نسخه بدلها:دستورى.
[٣] .همۀ نسخه بدلها+را.
[٤] .همۀ نسخه بدلها+و ربيع.
[٥] .همۀ نسخه بدلها:كشد.
[٦] .همۀ نسخه بدلها:دهد.
[٧] .همۀ نسخه بدلها:حج.
[٨] .مب+حجّ.
[٩] .مج،وز،دب:اصحابان،آج،لب،فق،مب،مر:اصحاب.