روض الجنان و روح الجنان في تفسير القرآن - الرازي، ابوالفتوح - الصفحة ٧٦ - ترجمه
رسول را-عليه السّلام-از حديبيه [١]عام الصدّ ذوالقعده بازگردانيدند.و اين ماه را براى آن ذوالقعده خواندند لقعودهم فيه عن [٢]القتال،كه ايشان در اين ماه از كارزار [٣]فرونشستندى .
امّا در معنى آيت دو قول گفتند،يكى آنكه:چون رسول-عليه السّلام- عام الحديبية بازگرديد [٤]و در مكّه نشد،و صلحى رفت ميان ايشان و قرارى كه رسول -عليه السّلام-دگر سال بازآيد و ايشان از مكّه بروند [٥]،و صحابه رسول در مكّه آيند با سلاحها در نيام و برهنه نكنند.چون سال ديگر آمد،رسول-عليه السّلام-برخاست و در مكّه رفت و طواف كرد و اركان حج بگذارد،و آن ذوالقعده بود كه بيرون آمد از مدينه سنه سبع،و آن سال كه او را منع كردند هم ذوالقعده بود سنه ستّ از هجرت، خداى تعالى آيت فرستاد و گفت:اين ماه دخول به بدل آن ماه منع است،و هر دو در ماه حرام [٦]بود.
قولى دگر آن است در معنى آيت كه:قتال اَلشَّهْرُ الْحَرٰامُ بِالشَّهْرِ الْحَرٰامِ ،اى بقتال الشّهر الحرام،يعنى اين قتال كه شما را گمان است كه با ايشان بايد كردن، به عوض آن قتال است كه ايشان با شما كنند.اگر ايشان حلال [٧]مىدارند و روا مىدارند كه در ماه حرام با شما قتال كنند،شما نيز روا دارى،كه الشّرّ بالشّرّ و البادى اظلم [٨]،[معنى آيت] [٩]،معنى آيت [١٠]مثل باشد،و بر هر دو وجه در آيت مضاف محذوف بود و مضافاليه به جاى او نهاده.قول اوّل را تقدير اين بود كه:دخول الشّهر بمنع [١١]الشّهر،على تقدير:دخولكم[مكّة] [١٢]فى الشّهر الحرام بمنعهم [١٣]ايّاكم عن دخولها فى الشّهر الحرام.
و وجه دوم [١٤]را تقدير چنين باشد[٢٣٨-ر]كه:قتال الشّهر الحرام،اى قتالكم
[١] .همۀ نسخه بدلها:عام الحديبية.
[١٢] [٢] .همۀ نسخه بدلها:من.
[٣] .لب:كالزار.
[٤] .دب:نگرديد.
[٥] .مج،وز:برون بروند.
[٦] .آج،لب،فق،مب،مر:محرّم.
[٧] .مر:بحلال.
[٨] .آج،لب،فق،مب،مر+و الحديد بالحديد يفلح.
[٩] .اساس:افتادگى دارد،با توجّه به مج و ديگر نسخه بدلها افزوده شد.
[١٠] .همۀ نسخه بدلها:اين.
[١١] .مج،وز:يمنع.
[١٣] .مج،وز:يمنعكم.
[١٤] .مب،مر:دويم.