روض الجنان و روح الجنان في تفسير القرآن - الرازي، ابوالفتوح - الصفحة ٧٢ - ترجمه
هركجا يابى [١].و اصل كلمه حذق و بصارت باشد در كار [٢]،يقال:رجل ثقف لقف [٣]اذا كان حاذقا فى الحرب بصيرا بمواضعها جيّد الحذر [٤]فيه،چون كارزار [٥]و علم آن و مواضع حذر و مقاتل دشمن نيك شناسد او را چنين گويند،و معنى آن است كه:
هركجا تمكين يابى و به مقاتل ايشان راه برى.
و گفتهاند:الثّقف الظّفر بالعدوّ،كما قال [٦]تعالى: فَإِمّٰا تَثْقَفَنَّهُمْ فِي الْحَرْبِ [٧]...،اى تظفرنّ بهم.و ثقاف گويند آن آهنى را كه كمان و نيزه به آن راست كنند،و ثقّاف گويند او را كه نيزه كژ [٨]شده را راست كند،و همچنين مثقّف، و بر سبيل تشبيه مؤدّب را مثقّف گويند،براى آنكه بىادب كژى كند،مؤدّب او را راست كند.
وَ أَخْرِجُوهُمْ مِنْ حَيْثُ أَخْرَجُوكُمْ ،و ايشان را بيرون كنى ازآنكه جا شما را بيرون كردند،يعنى مكّه.و مراد به«فتنه»،در آيت شرك است و كفر،گفت:كفر بتر و سختتر از قتل است.اگر ايشان در زمين حرم در ماه حرام بر كفر اصرار مىكنند و ايشان محرم،از شما چرا روا نبود كه ايشان را بكشى در ماه حرام در زمين حرم و شما محرم؟ كسائى گفت:«فتنه»اين جا عذاب است،و ايشان را عادت بودى كه چون مسلمانى را بگرفتندى عذاب كردندى او را،خداى تعالى گفت:آنچه ايشان مىكنند بتر است و سختتر.
وَ لاٰ تُقٰاتِلُوهُمْ عِنْدَ الْمَسْجِدِ الْحَرٰامِ حَتّٰى يُقٰاتِلُوكُمْ فِيهِ فَإِنْ قٰاتَلُوكُمْ ،جمله قرّاء در اين هر سه موضع به«الف»خوانند مگر حمزه و كسائى كه ايشان بى«الف» خوانند[از قتل] [٩].و اوّل از مقاتله بود و در شاذ طلحة بن مصرّف و يحيى بن وثّاب و اعمش و عيسى بن عمر موافق حمزه و كسائى خوانند [١٠].
[١] .دب:باشد.
[٢] .همۀ نسخه بدلها:كارزار.
[٣] .چاپ شعرانى(٩١/٢):تقيف لقيف.
[٤] .مج،وز:الحذق.
[٥] .لب:كالزار.
[٦] .آج،لب،مر+اللّٰه
[٧] .سورۀ انفال(٨)آيۀ ٥٧.
[٨] .مج،وز،آج:كج.
[٩] .اساس:افتادگى دارد،با توجّه به مج و ديگر نسخه بدلها افزوده شد.
[١٠] .مر:باشند،ديگر نسخه بدلها:باشد.