روض الجنان و روح الجنان في تفسير القرآن - الرازي، ابوالفتوح - الصفحة ٦٦ - ترجمه
در نرفتى،اگر از اهل مدر بودى-اعنى حضرى [١]-سوراخى در ديوار سراى كردى از پشت سراى،يا نردبانى بنهادى و از بام راه كردى [٢]،و اگر اهل و بر بودى-اعنى بدوى-از پس خيمه گذر كردى،و اين حكم احرام ايشان بودى در جاهليّت،و گمان بردند كه اين از جمله برّ است،الّا آنان كه حمس بودند-و ايشان قريش بودند و كنانه و خزاعه و ثقيف و جشم [٣]و بنو عامر بن صعصعه و بنو نضر بن معاويه-و براى آن ايشان را حمس خواندند كه در دين خود سخت بودند.و«حماسه»شدّت و شجاعت بود.
چون اسلام در آمد هم اين قاعده بود،تا يك روز رسول-عليه السّلام-در سراى بعضى انصار [٤]شد،به در سراى مردى از جمله ايشان براثر رسول-عليه السّلام-در سراى،شد.پيغامبر-عليه السّلام-او را گفت:نه تو محرمى؟گفت:بلى.گفت:چرا به [٥]سراى در آمدى؟گفت:اقتدا به تو كردم.رسول-عليه السّلام-گفت:من از حمسم،مرا روا باشد.گفت:من نيز از حمسم [٦]،دين ما يكى است و من[به همۀ حال] [٧]به تو اقتدا كنم در كارها.خداى تعالى اين آيت فرستاد و گفت:برّ نه آن است كه خانهها را از پشت در شوند [٨].
حمزه و كسائى و عاصم [٩][به روايت] [١٠]ابو بكر،و نافع به روايت قالون در همۀ قرآن«بيوت»خواندند به كسر«با»براى مجاورت«يا»،و باقى قرّاء به ضمّ«با» خواندند بر اصل [١١].
وَ لٰكِنَّ الْبِرَّ مَنِ اتَّقىٰ ،آن وجوه كه ذكر كرده شده است فى قوله:
[١] .اساس در حاشيه به صورت«حفرمى»ضبط كرده است،با توجه به مج و ديگر نسخه بدلها تصحيح شد.
[٢] .مب:گرفتى.
[٣] .اساس:مج،وز،دب،لب،فق،مب،مر:طسم،با توجه به آج و منابع تفسيرى و لغوى تصحيح شد.
[٤] .همۀ نسخه بدلها:انصاريان.
[٥] .همۀ نسخه بدلها+در.
[٦] .آج+و گفت:مب+مرد گفت.
[١٠] [٧] .اساس:افتادگى دارد،با توجه به مج و ديگر نسخه بدلها افزوده شد.
[٨] .مج:بر شوند،مب:به اندرون روند.
[٩] .اساس:غامرو،با توجه به مج و ديگر نسخه بدلها يكى شد.
[١١] .اساس:براى،با توجه به مج و ديگر نسخه بدلها تصحيح شد.