روض الجنان و روح الجنان في تفسير القرآن - الرازي، ابوالفتوح - الصفحة ٥٣ - ترجمه
لفظ امر است و مراد اباحت،چنان كه گفت: وَ إِذٰا حَلَلْتُمْ فَاصْطٰادُوا [١]...،و قوله:
فَإِذٰا قُضِيَتِ الصَّلاٰةُ فَانْتَشِرُوا فِي الْأَرْضِ [٢] ...،و اين نيز كنايت است از جماع براى آنكه بشره هريكى از ايشان مماسّ بود بشره صاحبش را.و«بشر» [٣]بيرون پوست مردم باشد.
وَ ابْتَغُوا مٰا كَتَبَ اللّٰهُ لَكُمْ ،و طلب كنى آنچه خداى نوشته است شما را.و «بغى»طلب باشد،يقال:بغى الشّىء بغيا،و البغاء الزّناء،و البغى الطّلب لما ليس لك،و از اين جا [٤]خروج را بر امام حق بغى خواند [٥].و ابتغاء،افتعال باشد از اين بنا.
بيشتر مفسّران گفتند:مراد فرزند است،يعنى غرض نبايد [٦]كه قضاى شهوت بود [٧]، بايد كه غرض تناسل بود.
ابن زيد گفت:ما احلّ اللّٰه لكم من الجماع،قتاده گفت:ما رخّص اللّٰه لكم فيه،يعنى آنچه خداى رخصت داد شما را در آن.معاذ جبل گفت:يعنى شب قدر [٨]، و آنچه به ظاهر آيت لايق است قول آنكس است كه گفت:مراد طلب فرزند است، و رسول-عليه السّلام-گفت:
تناكحوا تكثروا فانّي أباهي بكم الامم يوم القيامة حتّى [٩]بالسّقط.
و انس مالك روايت كند كه زنى [١٠]نام او حولاء-و او زنى بود عطّاره-يك روز در نزديك عائشه آمد،گفت:يا أمّ المؤمنين!بدان كه من زن مردىام،هر شب كه او درآيد [١١]من خويشتن [١٢]بيارايم و معطّر كنم بمانند آن شب كه مرا پيش او بردند،و به وقت خفتن به بستر او در شوم،و او روى از من بگرداند،و من [١٣]براى خداى روى از او بنگردانم و تحمّل كنم،گمان من چنان است كه او را با من خوش نيست [١٤]،مرا
[١] .سورۀ مائده(٥)آيۀ ٢.
[٢] .سورۀ جمعه(٦٢)آيۀ ١٠.
[٣] .همۀ نسخه بدلها:بشره.
[٤] .مب+است كه.
[٥] .همۀ نسخه بدلها:خوانند.
[٦] .وز،مر:نيابد،لب:نيامد،مب:بايد.
[٧] .مب:بر او.
[٨] .آج،لب،فق،مب،مر:شب و روز.
[٩] .آج،لب،فق،مب:و لو.
[١٠] .همۀ نسخه بدلها+بود.
[١١] .مر:كه او را ديدم،مب+خانه.
[١٢] .دب،مر+راه،مب:خود را.
[١٣] .مر+از.
[١٤] .مب+آيا.