روض الجنان و روح الجنان في تفسير القرآن - الرازي، ابوالفتوح - الصفحة ٤٦ - ترجمه
فَلْيَسْتَجِيبُوا لِي ،با«واو»و«فا»تسكين«لام»امر نيكوتر بود از تحريكش،و با «ثمّ»تحريك نيكوتر باشد.ابو عبيده گفت:استجاب و أجاب بمعنى واحد،و انشد لكعب [١]بن سعد الغنوىّ:
و داع دعا يا[من يجيب إلى النّدى] [٢]
فلم يستجبه عند ذاك مجيب
و مبرّد فرق كرد و گفت:در استجابت اذعانى [٣]و گردننهادنى [٤]هست،و در اجابت نيست،از اين كار اجابت ما خداى را به لفظ استجابت است كه:
اِسْتَجِيبُوا لِلّٰهِ وَ لِلرَّسُولِ [٥] .
و«لعلّ»به معنى«كى» [٦]با[شد،تا شما] [٧]را شد شوى،و به معنى رجا و طمع بود،لكن نه از خداى،بل كه از مكلّف.و الرّشد اصله اصابة الخير و هو[ضدّ الغىّ، و فلان لرشدة] [٨]،و فلان لغيّة اى لزنية و الرّشاد اصابة الرّشد،و الرّشد لغة فيه [٩].
و بعضى مفسّران گفتند:مراد به دعا[در آيت] [١٠]،[٢٣٠-پ]طاعت است،و مراد به اجابت ثواب،و معنى آن است كه:هركه طاعت من دارد ثوابش دهم.
ابو سعيد خدرىّ روايت كند كه رسول-عليه السّلام-گفت:هيچ مسلمان نباشد كه خداى را بخواند به دعايى كه در او قطيعه رحمى [١١]نبود و بزهاى نبود الّا [١٢]خداى تعالى از سه خصلت يكى بدهد او را،امّا تعجيل اجابت،و امّا ذخيره آخرت به از آن،و امّا صرف كند از او سوئى [١٣]و بدى مانند آن چيز [١٤]كه او خواسته باشد در دعا.
گروهى دگر گفتند:هيچ دعا [١٥]نبود الّا آن را از خداى تعالى اجابت بود،يعنى پاسخ خداى جواب آن بازدهد به حسب مصلحت به«نعم»او«لا».
[١] .همۀ نسخه بدلها بجز دب.انشد الكعب.
[١٠] [٨] [٧] [٢] .اساس:افتادگى دارد،با توجّه به مج و ديگر نسخه بدلها افزوده شد.
[٣] .مر:استجاب دعا.
[٤] .آج،لب،فق،مب:گردن نهادن.
[٥] .سورۀ انفال(٨)آيۀ ٢٤.
[٦] .دب:كه.
[٩] .همۀ نسخه بدلها:لغة فى الرّشد.
[١١] .مج،وز:قطيعت رحمتى.
[١٢] .مب،مر+كه.
[١٣] .مج،وز،آج،لب:سوء.
[١٤] .مج،وز،آج،لب،فق:خير.
[١٥] .مب:دعايى.