روض الجنان و روح الجنان في تفسير القرآن - الرازي، ابوالفتوح - الصفحة ٣٩٢
فعل خود برحسب مراد خود منع نتواند كردن،و او همه كنندگان [١]را اگر خواهد از آنچه مىكنند منع تواند كردن تا اوّل و آخر آيت در معنى مطابق باشد.
در خبر است كه:مردى با اميرالمؤمنين على-عليه السّلام-در حرب صفّين بود،او را گفت:يا اميرالمؤمنين !اخبرنا مسيرنا الى الشّام أ كان بقضاء من اللّٰه و قدر [٢]،خبر ده ما را [٣]از رفتن ما [٤]به شام [٥]به قضا و قدر خداى بود يا نه؟گفت:
و اللّٰه ما هبطنا واديا و لا علونا تلعة و لا وطئنا موطئا الّا بقضاء من اللّٰه و قدر، گفت:به خداى كه هيچ بلند بر نشديم،و هيچ نشيب فرونيامديم،و پاى بر هيچ جاى ننهاديم الّا به قضا و قدر خدا.
مرد شامى گفت:يا امير المؤمنين!فعند اللّٰه احتسب عنايى،پس رنجى كه مرا در اين راه رسيد همانا بر خداى نويسم كه مرا در آن مزدى نباشد،چون مىگويى به قضا و قدر خداست.اميرالمؤمنين گفت:نه:
انّ اللّٰه قد اعظم لكم الاجر في مسيركم و انتم سائرون[و في مقامكم و انتم مقيمون و لم تكونوا في شىء من حالاتكم مكرهين و لا اليها مضطرّين و لا عليها مجبرين، خداى تعالى] [٦]مزد شما عظيم [٧]كرد بر رفتگان [٨]در آن حال كه مىرفتى،و بر مقامتان در آن حال كه مقيم بودى،براى آنكه در هيچ حال مكره نبودى و ملجأ و مضطرّ نبودى.
شامى گفت:يا امير المؤمنين!كيف ذلك و القضاء و القدر ساقانا و عنهما كان مسيرنا و انصرافنا،چگونه باشد اين قضا و قدر ما را به آنجا راند و از قضا و قدر رفتيم و آمديم؟ و اميرالمؤمنين -عليه السّلام-گفت:
يا اخا اهل الشّام لعلّك ظننت قضاء لازما و قدرا [٩]حتما لو كان ذلك كذلك لبطل الثّواب و العقاب و سقط الوعد و الوعيد و الأمر من اللّٰه و النّهى و ما كان المحسن اولى بثواب الاحسان من المسيء و لا
[١] .اساس:كند كار را،با توجّه به مج تصحيح شد.
[٢] .چاپ شعرانى(٣١٤/٢):قدره.
[٣] .اساس كه نونويس است:مرا،با توجّه به مج و ديگر نسخه بدلها تصحيح شد.
[٤] .اساس:من،با توجّه به مج و ديگر نسخه بدلها تصحيح شد.
[٥] .مج،وز+تا.
[٦] .اساس:ندارد،با توجّه به مج افزوده شد.
[٧] .مج،وز،دب،آج،لب،فق:بعظيم.
[٨] .آج:رفتنتان.
[٩] .لب،فق+و.