روض الجنان و روح الجنان في تفسير القرآن - الرازي، ابوالفتوح - الصفحة ٣٨٨
دوستى و نه شفاعت،و ناگرويدگان [١]ايشان بيدادگاراناند [٢]] [٣].
[٣٤٠-ر] [خداى نيست خداى مگر او زنده پاينده، نگيرد او را [٤]خواب اندك و بسيار،مر او راست آنچه در آسمانهاست و آنچه در زمين است،كيست آنكس كه شفاعت كند به نزديك او مگر به فرمان او،داند آنچه پيش ايشان است و آنچه پس ايشان است،و محيط نشوند [٥]به چيزى از علم او مگر به آنچه او خواهد،فراخ شود علم او [٦]به آسمانها و زمين،گرانبار نكند او را نگاه داشتن آن، و او بزرگوار و بزرگ است] [٧].
[زور نيست در دين،پديد آمد ايمان از كفر،هركه كافر شود به آنچه دون خداست و ايمان آرد به خداى دست در آويخته باشد به بند استوار،بريدن نيست آن را،و خداى شنوا و داناست] [٨].
[خداى دوست آنان است كه ايمان آرند [٩]بيرون آرد ايشان را از تاريكى به روشنايى،و آنان كه كافر شدند دوستان ايشان بتانند،بيرون آرند ايشان را از روشنايى به تاريكى،ايشان اهل دوزخاند،ايشان در آن [١٠]هميشه باشند] [١١].
[١] .دب،آج،لب:ناگروندگان.
[٢] .مج:بيدادكان،با توجّه به وز تصحيح شد.
[٣] .اساس كه نونويس است،ترجمه ندارد،از مج افزوده شد.
[٤] .مج عبارت«نگيرد او را»را ندارد،با توجه به وز افزوده شد.
[٥] .دب:نشود.
[٦] .دب،آج،لب،فق+و ملك او.
[١١] [٨] [٧] .اساس:ندارد،با توجّه به مج افزوده شد.
[٩] .دب،آج،لب،فق:ايمان دارند.
[١٠] .وز،دب،آج،لب،فق+جا.