روض الجنان و روح الجنان في تفسير القرآن - الرازي، ابوالفتوح - الصفحة ٣٦٩ - ترجمه
محيصن [١]«بنهر»ساكنة الهاء خوانند.و اين دو لغت است،مثل:«شعر»و«شعر»، و«شمع»و«شمع»،و«صمغ»و«صمغ»،و«فحم»و«فحم».
عبد اللّٰه عبّاس و سدّى گفتند:جوى فلسطين خواست.قتاده و ربيع گفتند:آبى است از ميان اردن و فلسطين خوش.و«ابتلاء»آن بود كه گفت: فَمَنْ شَرِبَ مِنْهُ فَلَيْسَ مِنِّي ،هركه از اين جوى آب خورد،از من هيچ نيست،يعنى نه از اهل دين من است،بيانش: فَمَنْ تَبِعَنِي فَإِنَّهُ مِنِّي [٢]...،اى من اهل ديني.و هركس كه از اين آب باز نخورد او از من است،و از اهل دين و طاعت من است.و«طعم»به معنى شرب است اين جا.و اصل در طعام باشد،و اين جا مجاز است،و براى آن گفت كه مراد ذوق است،نظيره قوله: لَيْسَ عَلَى الَّذِينَ آمَنُوا وَ عَمِلُوا الصّٰالِحٰاتِ جُنٰاحٌ فِيمٰا طَعِمُوا [٣]...،و در اين آيت استشهاد اگر حمل بر عموم كنند در مأكول و مشروب اولىتر باشد،و لكن در آيت ما حمل جز بر مشروب نشايد كردن براى قرينه.آنگه استثنا كرد تا حرج نباشد،گفت: إِلاّٰ مَنِ اغْتَرَفَ غُرْفَةً بِيَدِهِ.
نافع و ابو عمرو و ابو جعفر خوانند:«غرفة»به فتح«غين»،و در شاذّ جماعتى بسيار هم اين قرائت خواندند،منهم:عبد اللّٰه بن العبّاس و ابن ابي اسحاق و سليمان التّيمىّ و شيبه و ابو بحريه [٤]و ايّوب.و باقى قرّاء«غرفة»بضمّ الغين خواندند،گفتند:
دو لغت است،و كسائى و ابو عبيد [٥]گفتند:ميان ايشان فرق آن است كه«غرفة»به فتح«غين»مصدر باشد مرّة واحدة،من غرفت.و«غرفة»،اسم باشد،نام آن مقدار آب بود كه در دست گنجد.
گفتند:ايشان را كه:از اين جوى مخوريد [٦]،و اگر خوريد [٧]بيشتر از كفى مخوريد [٨]،امتثال نكردند و التفات نكردند،و همه از آن جوى آب خوردند،و تمام
[١] .اساس و همۀ نسخه بدلها:ابن محيص،با توجّه به ضبط كلمه در مآخذ و منابع مربوط به اعلام تصحيح شد.
[٢] .كذا:در اساس و همۀ نسخه بدلها،سورۀ ابراهيم(١٤)آيۀ ٣٦،چاپ شعرانى(٣٠٠/٢):و من لم يطعمه فانه مني.
[٣] .سورۀ مائده(٥)آيۀ ٩٣.
[٤] .كذا:در اساس با،مج:لحرمه(بدون نقطه)،وز:بحرمه،چاپ شعرانى(٣٠١/٢):ابو مخرمه.
[٥] .مب:ابو عبيده.
[٦] .دب،آج،لب،فق:مخورى/مخوريد.
[٧] .دب،آج،لب،فق:خورى/خوريد.
[٨] .دب،آج،لب،فق:نخورى/نخوريد.