روض الجنان و روح الجنان في تفسير القرآن - الرازي، ابوالفتوح - الصفحة ٣٣٥ - ترجمه
ربّنا و بحمدك لا اله الّا انت،و برخاستند و با ميان قوم شدند و مدّتى دراز زندگانى كردند،و مىدانستند كه ايشان مرده بودهاند و گونه روى ايشان با حاله [١]اوّل نشد،و هر جامه كه پوشيدندى [٢]چرب شدى و از ايشان به وى آمدى كه اندكى [٣]كراهت داشتى.
عبد اللّٰه عبّاس گفت:آن بوى هنوز از فرزندان ايشان كه از آن سبط بودند آيد تا به وقت آجالى كه خداى-عزّ و علا-حكم كرده بود بماندند و آنگاه [٤]بمردند.
قتاده گفت:خداى بر ايشان خشم گرفت براى آنكه از مرگ بگريختند،پس ايشان را زنده كرد تا به آجالى مقدّر كه ايشان را بود.و اين آيت دليل صحّت رجعت مىكند و قطع شغب و تعجّب و استبعادى كه نمايند [٥]،و استبعاد اين،شكّ در قدرت خداى باشد-جلّ جلاله-و در اين چه تعجّب باشد كه خداى تعالى در آخر زمان به معجز صاحب معجزى گروهى را زنده كند،چنان كه گفت: وَ يَوْمَ نَحْشُرُ مِنْ كُلِّ أُمَّةٍ فَوْجاً مِمَّنْ يُكَذِّبُ بِآيٰاتِنٰا فَهُمْ يُوزَعُونَ [٦]،و آنجا كه ذكر قيامت كرد گفت: وَ يَوْمَ نَحْشُرُهُمْ جَمِيعاً [٧].
و صادق را-عليه السّلام-پرسيدند كه:خداى به رجعت كه را [٨]زنده كند؟گفت دو گروه را:
من محض الايمان محضا او محض الكفر محضا، آنكس كه مؤمن خالص باشد يا كافر خالص،مؤمن براى آن تا انتقام كشد از آنان كه او را طعنه زده باشند،و كافر براى آن تا ببيند به عيان آنچه منكر بود آن را،و به دليل مفهوم خود نكرد تا آن دو كس كه منازعت كرده باشند و در منازعت برفته [٩]،مقرّ منكر را گويد:
لَقَدْ كُنْتَ فِي غَفْلَةٍ مِنْ هٰذٰا فَكَشَفْنٰا عَنْكَ غِطٰاءَكَ فَبَصَرُكَ الْيَوْمَ حَدِيدٌ [١٠] .
هذا الّذي كنت فى الاحياء [١١]تنكره
قد كنت تجحده و الآن تبصره
[١] .مج،آج،لب،فق،مب،مر:حالت.
[٢] .آج،لب،فق:پوشيده بودند.
[٣] .آج،لب،فق،مب،مر:اندك.
[٤] .آج،لب،فق،مب،مر:آنگه.
[٥] .مب:مىنمايند.
[٦] .سورۀ نمل(٢٧)آيۀ ٨٣.
[٧] .سورۀ انعام(٦)آيۀ ٢٢.
[٨] .اساس و همۀ نسخه بدلها:كرا/كه را.
[٩] .مج،وز،مب،مر:نرفته،باشند،دب:برفته باشند،آج،لب،فق:رفته باشند.
[١٠] .سورۀ ق(٥٠)آيۀ ٢٢.
[١١] .كذا:در اساس و همۀ نسخه بدلها،چاپ شعرانى(٢٧٧/٢):في الاخبار،كه با توجّه به سياق عبارت فارسى در توضيح شعر،مرجّح مىنمايد.