روض الجنان و روح الجنان في تفسير القرآن - الرازي، ابوالفتوح - الصفحة ٣٣٢ - ترجمه
از نتن ايشان.مردم از آن شهر بيرون آمدند،خواستند تا ايشان را دفن كنند نتوانستند كه بسيار بودند،گرد ايشان حظيره كردند و ايشان را آنجا رها كردند.
علما در مبلغ عدد ايشان خلاف كردند.عطاء خراسانى گفت:سه هزار مرد بودند.عبد اللّٰه عبّاس و وهب منبّه گفت [١]:چهار هزار بودند.مقاتل و كلبى گفتند:
هشت هزار [٢]بودند.ابو روق گفت:ده هزار [٣]بودند.ابو مالك گفت:سىهزار [٤]بودند.
سدّى گفت:سى و اند [٥]هزار [٦]بودند.ابن جريج گفت:چهل هزار [٧]بودند.عطاء بن ابي رباح گفت:هفتاد هزار بودند،و ضحّاك گفت [٨]:عددى بسيار بودند،و قريبتر قولى آن [٩]است كه گفتند:بالاى ده هزار بودند،براى آنكه از [١٠]سه تا ده جمعش به «آلاف»كنند كه جمع قليل باشد،و بالاى آن جمع كثير بود«الوف»گويند،و از جمع قليل الف [١١]على وزن افعل چنان كه شاعر گفت:
كانوا ثلاثة الف و كتيبة
الفين [١٢]اعجم من بنى الفدّام [١٣]
گفت:چون مدّتى دراز به اين [١٤]بر آمد،و ايشان پوسيده شدند،و از ايشان جز استخان [١٥]نماند،پيغامبرى آنجا بگذشت او را حزقيل [١٦]گفتند-سؤم [١٧]خلفاى بنى اسرايل بود از پس موسى-عليه السّلام-[٣٢٢-ر]براى آنكه از پس موسى وصىّ او يوشع بن نون بود،و از پس او كالب [١٨]بن يوفنّا [١٩]و از پس او حزقيل [٢٠]-و او را ابن العجوز گفتند براى آنكه مادر او پير شد و از فرزند آيس شد كه عقيم شده بود،خداى
[١] .كذا:در اساس،همۀ نسخه بدلها:گفتند.
[٣] [٢] .مب،مر+مرد.
[٧] [٦] [٤] .مب+مرد.
[٥] .مب،مر:سى و نه.
[٨] .مب+كه.
[٩] .همۀ نسخه بدلها:قول آنان.
[١٠] .آج،لب،فق:ندارد.
[١١] .دب،آج،فق،مب،مر+بود.
[١٢] .اساس:الفان،با توجّه به مج تصحيح شد.
[١٣] .اساس و همۀ نسخه بدلها:بنى المقدام،با توجّه به چاپ شعرانى(٢٧٥/٢)،و لسان العرب(٩/٩ ذيل الف)و تفسير طبرى(٥٩٠/٢)تصحيح شد.
[١٤] .همۀ نسخه بدلها:بر اين.
[١٥] .مج،وز،دب:استخوان،ديگر نسخه بدلها:استخوانى.
[٢٠] [١٦] .اساس به صورت«خرقيل»هم خوانده مىشود.
[١٧] .مج،وز،سهام،آج،لب:او،فق:از،مب،مر:و.
[١٨] .اساس:كاكب،با توجّه به مج و ديگر نسخه بدلها تصحيح شد.
[١٩] .مج،وز:نوفل،آج،لب،فق:نوفلسا،مب:توفليا،مر:نوفليا.