روض الجنان و روح الجنان في تفسير القرآن - الرازي، ابوالفتوح - الصفحة ٣٢٦ - ترجمه
و معنى«متاع» [١]اين جا نفقه او باشد و آنچه او را به آن حاجت بود از طعام و كسوت و سكنى،و آنچه حاجت او باشد در سال.
و قوله: غَيْرَ إِخْرٰاجٍ ،نصب بر حال است.و گفتهاند:بنزع [٢]حرف الصّفة،حرف جرّ از او بستدند چنان كه گفت: وَ اخْتٰارَ مُوسىٰ قَوْمَهُ سَبْعِينَ رَجُلاً [٣]...،اى من قومه،و التّقدير:من غير اخراج،و اين مذهب كوفيان است.
امّا تفسير آيت و حكم او،عبد اللّٰه عبّاس گفت و جمهور مفسّران:آيت در [٤]مردى آمد از اهل طايف،نام او حكيم بن الحارث [٥]كه او هجرت كرد با مدينه رسول عليه السّلام-و پدر با او بود و او زن داشت و فرزندان،فرمان يافت[٣٢٠-ر].
رسول را-عليه السّلام-گفتند:زن او چه كند؟خداى تعالى اين آيت فرستاد.
رسول-عليه السّلام-ميراث او به پدر داد و فرزندان او،و زن را چيزى نداد از ميراث جز كه از مال او فرمود تا يكساله نفقه و كسوت به او دادند تا عدّت دارد يك سال.
و عدّت زنان در ابتداى شرع يك سال بودى،عدّة المتوفّى عنها زوجها.چون يك سال تمام بنشستى و سال به سر آمدى او از خانه بيرون آمدى و پشكى به سگى [٦]انداختى،اشارت به آنكه حرمت شوهر مرده و عدّت او از او به منزلت اين پشك است كه به سگ [٧]انداخت در هوان و خوارى،و حديث عدّت سال،شعرا در اشعار خود بگفتند-قال لبيد:
و المرملات اذا تطاول عامها
و نصيب [٨]ميراث او از شوهرش هم اين نفقه يكساله بودى و جامه و آنچه وجه حاجت او بودى در يك سال ما دام تا از خانه بيرون نيامدى،اگر از خانه بيرون آمدى حقّ نفقه شوهر باطل شدى.و مرد در جمله وصايا به اين وصيّت كردى،همچونين مىبود تا آيت مواريث فرود آمد-اين حكم-اعنى نفقه سال منسوخ[بكرد به ربع
[١] .دب:متاعا.
[٢] .اساس:به صورت«ينزع»هم خوانده مىشود.
[٣] .سورۀ اعراف(٧)آيۀ ١٥٥.
[٤] .فق+حقّ.
[٥] .مج،وز،آج،لب،فق،مب،مر:حرث.
[٦] .مب:يشكى،مر:ندارد.
[٧] .مب:بشك،مر:يشك،ضبط مختار متن قطعى و با توجّه به دلايل مضبوط است.رك:ص ٢٩٨.
[٨] .آج+او و،لب+و.