روض الجنان و روح الجنان في تفسير القرآن - الرازي، ابوالفتوح - الصفحة ٣١٢ - ترجمه
كند جايز باشد،و اگر ابا كند ولىّ او عفو كند و جايز باشد،و نافذ،و كراهت او را اثر نبود،و اين مذهب فقهاى حجاز است،الّا آن است كه ايشان عفو ولىّ بر بكر روان گويند،چون ثيّب باشد روا ندارند.
و بعضى دگر گفتند:آنكه عقد نكاح به دست او باشد شوهر است،و معنى آيت چنين گفتند: إِلاّٰ أَنْ يَعْفُونَ [١]،الّا كه زنان عفو بكنند هيچها نگيرند [٢]،يا شوهران عفو بكنند جمله بدهند،و اين [٣]قول را معنى برعكس است،براى آنكه عفو اوّل محمول است على قولهم:عفا الشّىء اذا درس،و عفوته عن كذا اذا تركته عن الاستحقاق.و قول دوم [٤]،عفو در او مأخوذ باشد من:عفا الشّيب اذا كثر،و المعنى الّا ان يعفون اى يكثرون مال الزّوج بتركها [٥]عليه،او يعفو الّذي بيده عقدة النّكاح بان يعطى جميع المهر فيكثر مال المرأة.
و العفو،من الاضداد[يكون] [٦]بمعنى الدّروس و ذهاب الاثر،و يكون بمعنى الاكثار،و
منه الحديث: احفوا الشّوارب و اعفوا اللّحى [٧]، و اين قول روايت است از اميرالمؤمنين على و قول سعيد بن المسيّب و شعبى و مجاهد و قرظىّ و نافع و ربيع و قتاده و ابن حيّان و ضحّاك و روايت عمّار است از عبد اللّٰه عبّاس.
و مذهب فقهاى عراق است كه:ايشان ولىّ را حقّى نبينند بر مال زن الّا به اذن او اگر بكر باشد و اگر ثيّب،گفتند:براى آنكه اجماع است كه اگر ولىّ[قبل الطّلاق ابراء ذمّت مرد كند از مهر درست نباشد،فكذلك [٨]بعد الطّلاق.و نيز براى آنكه اجماع است كه اگر ولى] [٩]از مال زن چيزى به شوهر[٣١٥-ر]زن [١٠]بخشد درست نباشد،همچونين از مهر،چه مهر مال زن است.
و روايت كردهاند از شريح كه او گفت اميرالمؤمنين علىّ-عليه السّلام-از من
[١] .آج:يعفون.
[٢] .مب،مر:بازنگيرند.
[٣] .مج،وز:اين دو.
[٤] .دب،مب:دويم.
[٥] .مج،لب،فق:يتركها.
[٩] [٦] .اساس:ندارد،با توجّه به مج و ديگر نسخه بدلها افزوده شد.
[٧] .اساس:با خطى متفاوت از متن:اللّحيه،با توجّه به مج تصحيح شد.
[٨] .لب،فق،مب،مر:همچنين.
[١٠] .همۀ نسخه بدلها:ندارد.