روض الجنان و روح الجنان في تفسير القرآن - الرازي، ابوالفتوح - الصفحة ٢٢٣ - ترجمه
گفت:يا مرثد!بياى تا ساعتى به خلوت بنشينيم.
مرد گفت:و ويحك يا عناق [١]انّ الاسلام قد حال بيننا و بين ذلك،اسلام آمد [٢٨٢-پ]و منع كرد از چنين چيزها.گفت:پس ممكن باشد كه مرا به زنى كنى؟ گفت:بلى،و لكن پس ازآنكه دستورى با رسول برم.او را موافق نيامد كه [٢]دانست كه رسول-عليه السّلام-دستورى ندهد،بر او تشنيع كرد و مشركان را به سر او آورد تا او را بزدند،و او از دست ايشان بجست و پنهان شد.چون فرصت يافت كارى كه داشت در مكّه بگزارد [٣]و با نزديك رسول آمد گفت:يا رسولاللّٰه!زنى مشركه مىخواهد تا به زن من باشد [٤]،روا بود يا نه؟خداى تعالى اين آيت فرستاد: وَ لاٰ تَنْكِحُوا الْمُشْرِكٰاتِ حَتّٰى يُؤْمِنَّ ،با مشركات [٥]مناكحت مكنيد تا آنگه كه ايمان آرند.
مفضّل گفت:اصل نكاح جماع بود،پس به كثرت استعمال در عقد نيز استعمال كردند،و گفت:از اسماء منقوله است كه نقل من الجماع الى العقد كالغائط و غير ذلك.و درست آن است كه از اسماء مشتركه است،كالجون و القرء [٦]و الشّفق،و در هر دو معنى حقيقت است براى آنكه در هر دو مستعمل است بر يك حد،و ظاهر استعمال دليل حقيقت كند الّا كه مانعى باشد،و دليل بر آنكه چنين است آيت [٧]است،و اجماع امّت بر آنكه [نكاح با مشركات] [٨]حرام است عقدا و طيا.
وَ لَأَمَةٌ مُؤْمِنَةٌ خَيْرٌ مِنْ مُشْرِكَةٍ حرة وَ لَوْ أَعْجَبَتْكُمْ بجمالها،گفت:پرستارى مؤمنه [٩]بهتر بود از زنى آزاد مشركه،و اگرچه به عجب آرد شما را به جمال و مال، يعنى جمال و مال او از حدّ عادت به حدّ تعجّب شده باشد.
مفسّران گفتند:آيت در شأن خنساء آمد،و او كنيزكى سياه بود از آن حذيفه يمان.گفت:يا خنساء!ذكرت فى الملإ الاعلى مع سوادك و دمامتك،گفت:
[١] .اساس:با خطى متفاوت از متن نوشته«بالاعناق»،با توجّه به مج و ديگر نسخه بدلها تصحيح شد.
[٢] .مب:به آنكه.
[٣] .مب:بگذاشت.
[٤] .مب،مر:تا زن من شود.
[٥] .مب،مر:مشركان.
[٦] .مج،وز،دب،آج،لب،:و القروء.
[٧] .دب:اين آيت:ديگر نسخه بدلها بجز وز:اين.
[٨] .اساس:افتادگى دارد،با توجّه به مج و ديگر نسخه بدلها افزوده شد.
[٩] .همۀ نسخه بدلها:مؤمن.