روض الجنان و روح الجنان في تفسير القرآن - الرازي، ابوالفتوح - الصفحة ١٩ - ترجمه
فقلت يمين اللّٰه ابرح قاعدا
اى لا ابرح،و اين قول آنكس است كه او گفت:«ها»راجع است با«صوم»، و بيشتر مفسّران[ برآنند كه با«صوم»راجع است] [١]،و جماعتى دگر گفتند:راجع است با فدا،آنان كه فدا توانند كردن.
و«طوق»و«طاقت»و«وسع»به يك معنى باشد،يقال:[طاق يطوق] [٢]طوقا و طاقة و أطاق يطيق إطاقة.و«طوق»آن بود كه در گردن كنند،و«طاق»از [٣]بنا معروف است،و طاقة من[٢٢٣-پ]،[الرّيحان] [٤]شاخى باشد از او،و الجمع طاقات.[و تارهاى رسن را طاقات الحبل گويند] [٥]،و اصل باب قوّت باشد.
امّا فديه كه چند بايد،در او خلاف كردند:به نزديك ما اگر تواند دو مدّ،و اگر نتواند يك مدّ،و به نزديك شافعى [٦]مدّ على كلّ حال،و به نزديك ابو حنيفه و اهل عراق دو مدّ على كلّ حال،و آن نيم صاع بود اگر تواند و اگر نتواند اعتبار نكردند.
و«فديه»جزاء و بدل باشد،يقال:فديت هذا بذاك،اين را به فداى آن كردم، يعنى در عوض آن نهادم تا آن خرج شود،اين بماند.و«فديه»يكبار باشد از [٧]فعل فدا،و اين كه در زبان مردمان هست كه فديتك،يعنى من در عوض تو بادام [٨]تا تو بمانى من به بدل تو بروم.و اسير كه مال بدهد و خود را بازخرد آن را فديه خوانند.
قوله: فَمَنْ تَطَوَّعَ خَيْراً ،تطوّع و نافله و سنّت به يك معنى باشد،هركه تطوّع كند به خيرى [٩]عبد اللّٰه عبّاس گفت:معنى آن است كه او را در فدا،يك [١٠]درويش را گفتند كه طعام ده [١١]،اين واجب است،اگر دو [١٢]درويش را طعام دهد يا بيشتر تطوّع كرده باشد، و اين قول حسن بصرى است.