روض الجنان و روح الجنان في تفسير القرآن - الرازي، ابوالفتوح - الصفحة ١٨٦ - ترجمه
من او را ابتلا كردم به اين بلا تا به آن منزلت برسد [١].
[و اين خبر با اصول موافق نيست براى آنكه به مثل انتها عوض ابتدا توان كردن،چه عوض از تعظيم و تبجيل عارى بود به مثل ثواب ابتدا نتوان كردن كه نامستحق را تعظيم كردن از حكيم نيكو نباشد] [٢]،و آيت دليل آن مىكند كه به بهشت دشخوار [٣]توان رسيدن الّا به تحمّل مكاره و مشاقّ،و منه
قوله:صلّى اللّٰه عليه و آله:
حفّت الجنّة بالمكاره و حفّت النّار بالشّهوات [٤].
و در خبر است كه:چون خداى تعالى بهشت بيافريد،جبريل را گفت:در بهشت بگرد و ببين.جبريل در بهشت بگرديد [٥]،گفت:بار خدايا!نه همانا كه هيچكس باشد كه[در] [٦]اين جاى نيايد،
فلما حفت بالمكاره. چون پرچين [٧]او به شدائد و محن و تكاليف شاقّ بر سر نهاد،جبريل در آن نگريد،گفت:بار خدايا! ترسم كه كس در اين جا نيايد ازآنكه اختيار تحمّل اين مشاقّ نكند.
آنگه دوزخ بيافريد،و گفت:يا جبريل!برو و ببين.او برفت و بديد،گفت:بار خدايا!كس نباشد كه اختيار اين كند و در اين جا شود.آنگاه چون پرچينش [٨]به شهوات بر نهاد،گفت:بار خدايا!مىترسم كه كس بنماند كه نه در اين جا آيد.
و در خبر هست كه لقمان پسرش را گفت:
يا بنىّ انّ اللّٰه تعالى يجرّب العبد الصّالح بالمحن و البلاء كما يجرّب الذّهب بالنّار، گفت:خداى بنده صالح را به بلا چنان ابتلا كند كه زر را به آتش امتحان كنند.
حسن بن محمّد الواعظ [٩]گفت:بكر بن علىّ المصّيصي از جمله ابدال بود،سى سال بود كه بيمار بود.اصحابش او را گفتند:خواهى كه بهتر شوى از اين بيمارى؟ گفت:نه.گفتند:خواهى تا بميرى؟گفت.نه.گفتند:چگونه؟گفت:اگر از
[١] .اينهمه نسخه بدلها:برسيد.
[٦] [٢] .اساس:ندارد،با توجّه به مج و ديگر نسخه بدلها افزوده شد.
[٣] .مج،وز،دب،فق،مر:دشوار.
[٤] .همه نسخه بدلها بجز مج،وز+و اللّذّات.
[٥] .مج،وز،دب،فق،مب،مر+و بديد،آج،لب+و بدويد.
[٧] .آج:بر جبينش،لب،فق:بر حبس،مب:بر حيس،چاپ شعرانى(١٧٠/٢):بر جنبين.
[٨] .مج:بر جنينش،آج،لب،فق:بر جنش،مب:برخيش،چاپ شعرانى(١٧٠/٢):جنبين.
[٩] .همه نسخه بدلها:حسين بن محمد الواعظ.