روض الجنان و روح الجنان في تفسير القرآن - الرازي، ابوالفتوح - الصفحة ١٦٨ - ترجمه
أَمْرُ رَبِّكَ ...،معنى آن است كه:يأتيهم امر اللّٰه،او عذاب اللّٰه.
و وجهى دگر گفتند:«اتيان»به معنى قصد است،كما قال اللّٰه تعالى: فَأَتَى اللّٰهُ بُنْيٰانَهُمْ مِنَ الْقَوٰاعِدِ [١]...،اى قصد اللّٰه،و قوله: فَأَتٰاهُمُ اللّٰهُ مِنْ حَيْثُ لَمْ يَحْتَسِبُوا [٢]...،اى قصدهم اللّٰه،على تقدير:قصد اللّٰه عذابهم.و اين وجوهى است كه در جايى كه حاجت بود اتيان را تأويل كردن،مأوّل باشد به اين تأويلات.امّا به [٣]اين آيت حاجت نيست [٤]اين وجوه،چه چون مورد آيت معلوم شد تأويل خود معلوم باشد،و اتيان بر حقيقت خود است،مورد آيت تهديد و وعيد است كافرانى را كه ايشان عند نزول آيات و ظهور بيّنات و حجج ايمان نمىآرند.
خداى تعالى گفت:آنچه ممكن است با اينان كرده شد از باب تسهيل سبيل تكليف از اقدار و تمكين و عدّت و ساز و آلت و ازاحت علّت و نصب ادلّت و بعثت انبياء و انزال كتب و اظهار معجزات،و ترادف ادلّه چنانستى كه حقتعالى گفت:
من اينهمه بكردم ايمان نياوردند،مگر انتظار محالى مىكنند از آمدن من به نزديك ايشان در ظلّههاى ابر با فريشتگان،و اين بر سبيل استبعاد و استحاله گفت و قطع طمع رسول-عليه السّلام-از ايمان ايشان.و اين چنان باشد كه يكى از ما بر غلام خود خشم گيرد تا او را ادب كند.چون خواهد كه او را استمالتى كند و يا دست گيرد او را عذرى كند و دلخوشى دهد و گويد:با سر كار خود رو كه ازاينپس جفا نيز نكنم تو را،و نيز تحفهاى دهد او را و آنچه عادت باشد كه در مثل آن جايگاه با [٥]مثل او كنند به جاى آرد [٦]،غلام صلح نكند و عذر نپذيرد،خواجه به پاى خود بيايد و سخنها [٧]نيكو گويد و وعدهها نيكو دهد[غلام با جايگاه نيايد] [٨].
خواجه گويد[٢٦٦-پ]:هرچه ممكن گردد از استمالت تو كرده شد،اين مانده است كه سلطان وقت را به شفاعت پيش تو مىبايد آوردن تا تو دلخوش كنى،
[١] .سورۀ نحل(١٦)آيۀ ٢٦.
[٢] .سورۀ حشر(٥٩)آيۀ ٢.
[٣] .همۀ نسخه بدلها:در.
[٤] .همۀ نسخه بدلها+به.
[٥] .آج،مب:يا.
[٦] .مب:آورد.
[٧] .دب،آج،لب،فق،مب،مر:سخنهاى.
[٨] .اسا:افتادگى دارد،با توجّه به مج و ديگر نسخه بدلها افزوده شد.