روض الجنان و روح الجنان في تفسير القرآن - الرازي، ابوالفتوح - الصفحة ١٣٦ - ترجمه
اللّٰه!گفت:وام خداى اولىتر كه بگزارند،و گفت:يا رسولاللّٰه!پس مرا هيچ مزدى باشد؟خداى تعالى آيت فرستاد: أُولٰئِكَ لَهُمْ نَصِيبٌ مِمّٰا كَسَبُوا ،يعنى من حجّ عن ميّت كان الاجر له و للميّت مثله.
فضل عباس روايت كند،گفت:روزى [١]رديف رسول بودم،مردى بيامد گفت:
يا رسولاللّٰه!مادرى پير دارم و بر راحله نتواند نشستن [٢]،و اگر او را در بندم [٣]ترسم كه رنجور شود،و حجّ نكرده است.رسول-عليه السّلام-گفت:اگر تو را وامى باشد نه تو از او قضا كنى؟گفت:بلى.گفت:برو از او حجّ بكن.
أنس روايت كند كه رسول-عليه السّلام-گفت:مردى به حجّى وصايت [٤]كند چهار حجّ بنويسند:يكى آن را كه وصايت نامه نويسد،و يكى آن را كه وصايت او به جاى آورد [٥]و از پيش ببرد،و يكى آن را كه ها گيرد [٦]و بكند،و يكى آن را كه فرموده باشد.
سعيد جبير گويد:مردى به نزديك عبد اللّٰه عبّاس آمد و گفت:مردى جمّالم و شتر به كرا [٧]داده [٨]و شرط كرده [٩]كه من نيز حجّ كنم مجزى باشد؟گفت تو از آنانى كه خداى تعالى[٢٥٥-پ]گفت: أُولٰئِكَ لَهُمْ نَصِيبٌ مِمّٰا كَسَبُوا وَ اللّٰهُ سَرِيعُ الْحِسٰابِ ،و خداى تعالى زود شمار است.
اگر گويند:اين چه معنى دارد،و در اين چه مدح بود كه او زود شمار بود؟ گوييم،اين را دو معنى است:يكى آنكه خداى تعالى حساب همۀ خلقان به زمانى اندك بر آرد،چنان كه حساب بعضى او را منع نكند از حساب ديگرى،چنان كه يكى را از ما كه جسم بود و عالم بود به علم،و معلومات او برحسب علومش باشد،او را احتياج نبود به عقد دستى و نه ضبط شمارى و ضمّ بعضى با بعضى،چه او-جلّ جلاله-عالم است به جميع معلومات على كلّ وجه يصحّ ان يعلم عليه،و جسم نيست
[١] .همۀ نسخه بدلها+من.
[٢] .مب:دارم و نتواند سوار شدن.
[٣] .مب:او را بر راحله بندم.
[٤] .مج،وز،آج،لب،فق،مر:وصايتى.
[٥] .دب،مر:آورد.
[٦] .دب:فرار گيرد،مر:بگيرد.
[٧] .آج،لب،فق،مب،مر:كرايه.
[٨] .همۀ نسخه بدلها:دادهام.
[٩] .دب،مب:كردهام.