روض الجنان و روح الجنان في تفسير القرآن - الرازي، ابوالفتوح - الصفحة ١٣١ - ترجمه
بيارى مرا در خواهى همچنان كه كودك خرد [١]چون بترسد يا درماند فزع با مادر و پدر كند.
ابو الجوزاء گفت:عبد اللّٰه عبّاس را پرسيدم از اين آيت،گفتم:چه معنى دارد اين كه خداى تعالى گفت:خداى را چنان ياد كنى كه پدرانتان و [٢]يا سختتر،و مرد باشد از ما كه ساليان بر او بگذرد كه پدران را [٣]ياد نكند.گفت:نه چنان است كه گمان بردى،مراد آن است كه براى خداى تعالى خشم چنان بايد گرفتن چون بينى كه در خداى عاصى شوند كه خشم گيرى براى پدرت چون شنوى كه او را دشنام دهند.
أَوْ أَشَدَّ ذِكْراً ،آنكه گفت:به آن قناعت مكنى كه ذكر من چنان كنى كه ذكر پدران،بل [٤]ذكر من بيشتر و بهتر و به همّت و عنايت سختتر.
و نصب«ذكرا»بر تمييز [٥]است،و نصب«اشدّ»بر تقدير فعلى،المعنى اذكروه ذكرا اشدّ.و گفتهاند:«او»به معنى«واو»است،و گفتهاند:به معنى«بل» است،و زجّاج گفت:«اشدّ»در محلّ جرّ است عطفا على قوله: كَذِكْرِكُمْ ،الا آن است كه مفتوح كرد [٦]براى آنكه لا ينصرف است.
فَمِنَ النّٰاسِ ،«من»تبعيض راست. مَنْ يَقُولُ ،و«من»نكره موصوفه است، چنان كه شاعر گفت:
ربّ من انضجت غيظا صدره [٧]
رَبَّنٰا
،و التّقدير يا ربّنا،و لكن حذف حرف ندا كرد لدلالة الكلام عليه،و نصب «ربّنا»براى آن است كه منادى مضاف است.آتنا فى الدّنيا،بده ما را در دنيا.
وَ مٰا لَهُ فِي الْآخِرَةِ مِنْ خَلاٰقٍ ،و او را در آخرت نصيبى نيست.
انس مالك گفت:ايشان را عادت بودى كه گرد خانه طواف مىكردندى برهنه،
[١] .مج،مر:خورد.
[٢] .همۀ نسخه بدلها:را.
[٣] .مج،وز،دب،آج،لب،فق،مب:كه او پدر را،مر:پدر او را.
[٤] .آج،لب،فق،مب،مر:بلكه.
[٥] .مج،وز،دب،لب:تميز.
[٦] .مج،وز،دب،آج،لب،فق:كردند،مب:كردندى.
[٧] .دب،آج،لب،فق،مب،مر+اى ربّ انسان.