تفسير نمونه - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ٥٢
١٨٤ أَ وَ لَمْ يَتَفَكَّرُوا ما بِصاحِبِهِمْ مِنْ جِنَّةٍ إِنْ هُوَ إِلَّا نَذيرٌ مُبينٌ
١٨٥ أَ وَ لَمْ يَنْظُرُوا في مَلَكُوتِ السَّماواتِ وَ الأَرْضِ وَ ما خَلَقَ اللَّهُ مِنْ شَيْءٍ وَ أَنْ عَسى أَنْ يَكُونَ قَدِ اقْتَرَبَ أَجَلُهُمْ فَبِأَيِّ حَديثٍ بَعْدَهُ يُؤْمِنُونَ
١٨٦ مَنْ يُضْلِلِ اللَّهُ فَلا هادِيَ لَهُ وَ يَذَرُهُمْ في طُغْيانِهِمْ يَعْمَهُونَ
ترجمه:
١٨٤- آيا فكر نكردند كه همنشين آنها (پيامبر) هيچ گونه (اثرى از) جنون ندارد؟! او فقط بيم دهنده آشكارى است.
١٨٥- آيا در حكومت و نظام آسمانها و زمين، و آنچه خدا آفريده است، (از روى دقت و عبرت) نظر نيفكندند؟! (و آيا در اين نيز انديشه نكردند كه) شايد پايان زندگى آنها نزديك شده باشد؟! (اگر به اين كتاب آسمانى روشن ايمان نياورند،) بعد از آن به كدام سخن ايمان خواهند آورد؟!
١٨٦- هر كس را خداوند (به جرم اعمال زشتش) گمراه سازد، هدايت كنندهاى ندارد؛ و آنها را در طغيان و سركشىشان رها مىسازد، تا سرگردان شوند!
شأن نزول:
مفسران اسلامى چنين نقل كردهاند: پيامبر صلى الله عليه و آله هنگامى كه در «مكّه» بود، شبى بر كوه صفا بر آمد و مردم را به سوى توحيد و يكتاپرستى دعوت نمود، مخصوصاً تمامى طوائف قريش را صدا زد و آنها را از مجازات الهى برحذر