تفسير ونقد وتحليل مثنوى جلال الدين محمد مولوى - علامه جعفری - الصفحة ٢٧٣ - آيا راست گفتن ذاتاً نيكو و دروغ گفتن ذاتاً بد است ؟
مسئله سوم - طعم راست و دروغ
تفسير ابيات
در آن وجود ندارد بروز نكند .
مسئله سوم - طعم راست و دروغ با آن كه در دريايى از خود پرستى و شهوترانى غوطه وريم ، بحث از اين كه راستگويى چه طمعى دارد و دروغگويى چه مزهاى ؟ جز ريشخند و مسخره و بازى با خويشتن كار ديگرى نمى كنيم ، زيرا جايى كه روح مطرح نيست ، حيات ايده آل منفى است ، ( خود عالى ) معدوم شده است = ٢٤ × ٢ هيچ فرقى با = ٢٢٥٠٣٧٠ × ٢ ندارد ، بلكه به قول راسل در شرايطى كه گاهى سر قافله هاى بشرى در نظر مى گيرند ، معادلهء دوم صحيح و بلكه ضرورت پيدا مى كند . لذا نه راستى مطرح است و نه دروغى ، تا ببينيم طعم هر يك از آنها چيست ؟ جلال الدين چقدر زيبا و عالى مى گويد :
((٢٧٣٨)) چون شود از رنج و علت دل سليم طعم صدق و كذب را باشد عليم
تفسير ابيات معاويه مى گويد : با من حرف راست بزن ، بدون راستى براى تورهايى ممكن نيست عدالت ، موجود را سوى راستى مى خواند . اگر مى خواهى از چنگ من نجات پيدا كنى راستگو باش ، اين مكر بازىهاى تو غبار پيكارم را با تو فرو نخواهد نشانيد . شيطان مى گويد : تو كه پر از انديشه هاى متلاطم و خيالات هستى ، راست و دروغ را از كجا تشخيص مى دهى ؟ معاويه مى گويد : پيغمبر علامتى براى صدق و كذب بيان كرده است ، او فرموده است :
« دروغ دل را در وسوسه و ترديد غوطه ور مى سازد ، در صورتى كه راست آرامش بخش دل آدمى است . چنان كه اختلاط آب و روغن نمى گذارد روشنايى ايجاد شود ، همچنان دل انسانى از خيال و گفتار دروغ نمى تواند آرامش پيدا كند . » گفتار راستين مانند دانه ايست كه در مقابل مرغ دل نهاده شود . آرى در آن هنگام كه قلب آدمى رنجور باشد و دهان انسانى مهارى بر خود نپذيرد مزهء راست