تفسير ونقد وتحليل مثنوى جلال الدين محمد مولوى - علامه جعفری - الصفحة ٩٧ - منتخباتى از كتاب رافائل - آلفونس دولا مارتين
تمام مكالمات ما ، وقتى در شيبهاى كوه و ساحل دريا و يا سبزه زارها براى رفع خستگى و تماشا غالباً توقف مى كرديم ، بدين گرداب بىپايان افكار يعنى وجود مطلق و نورى كه جهان بىكران را روشن مى دارد و به عبارت ديگر خدا ، متوجه بود . » [١] [ رافائل در دنبالهء كلام ژولى مى گويد ] :
« به گمان من معلمانى كه اين اصل را به تو آموختند در موضوع رابطهء انسان و خدا از يك وسيلهء بزرگ غافل ماندهاند و آن دل است كه مانند عاقله در تمام افكار از آن سرچشمه مى گيرد ، منشأ جملهء عواطف انسانيت ، تصوراتى كه انسان از خداوند كرد ، ممكن است بچگانه و غلط باشد ، ولى غريزهء احساس و الهام كه در حكم قانون غير مدون او است در راهبرى به خداوند او را به غلط نخواهد انداخت و آن گاه به خنده افزودم : تو كه لحظهاى پيش مى گفتى كه فضيلت منحصر در حقيقت است محققاً كتمان نخواهى كرد كه خلقت و طبيعت دروغ و عبث نيست ، پس مقصود خداوند از ايجاد اين دو غريزهء درك رموز و ستايش و استغاثه در دل انسان هر چه باشد ، به جدايى آنها از دل بشر به هيچ روى حكم نمى توانيم كرد و بشر به يارى اين دو از وجود معبود خود آگهى و با آن رابطه مى تواند يافت . رموز مخلوق عاقلهء بشر است ، ولى براى توسعه و تنوير و راهبرى آن به كار مى رود نه امحا و زوال او . دعا نيز حاجت دل است به نثار نيازهاى خود در پاى خداوند و اظهار عجز و خضوع در قبال عظمت او ، خواه اين نيازها را اثرى باشد يا نه و خواه مسموع افتد يا بسمع قبول اصغا نشود و اين اظهار نياز و انكسار ، چون روايحى عطر آگين است كه بر پاى خداوند نثار كنند و براى ما تفاوتى ندارد كه اين عطرها در حقيقت و فى نفس الامر بر پاى خداوند بريزد يا بر زمين بپراكند ، زيرا به هر حال نمودار صفت خشوع و ستايش بشرى است . » [٢]
[١] رافائل ، ص ١٠٧ . .
[٢] رافائل ، ص ١١٠ . .