تفسير ونقد وتحليل مثنوى جلال الدين محمد مولوى - علامه جعفری - الصفحة ٧٥ - منتخباتى از سنگ تراش سن پوان از آلفونس دولا مارتين
مى كنم ، شادمان مى گردم . روح ضعيف من كه جز در سكوت كامل درك حقيقت نمى كند تحمل غوغاى مردمان را ندارد ، زيرا اين غوغاها خداوند را از من دور مى كند و مرا از مصاحبت او محروم مى سازد . به عقيدهء من خدا كوهستان را بيشتر دوست مى دارد .
- دره ها و دشتها را او آفريده است ؟ بلى ، ولى كوه ها به آسمان نزديكتر است . » [١] [ خطاب به كلودهوت ] :
« انسان وقتى در ظلمات و تنهايى به چشمهء حيات مى رسد حتى خود را فراموش مى كند . » [٢] [ به كلود ] :
« روح من با تموج پر غوغا و مضطرب زندگى همراه است . پيداست كه هر چيزى موج بزند كف بر مى آورد ، شفاى روح مرا هم كفى كه در اثر زندگى مواج و پر تشويشم پديد آمده بود پوشيده است ، اما همان طور كه اين گودالهاى سنگى در قعر خود از سيلاب تيره چند قطرهء مصفا نگه مى دارند ، من هم اندكى از روح خود را در پس آلودگىهاى آن محفوظ داشتهام تا گوشهاى از آسمان در آن قطرات مصفا منعكس گردد و بتوانم مانند شما تصويرات مواج آن را تماشا كنم .
البته من تمام قواى خود را مانند شما صرف محبت و عبادت خداوند نمى كنم ولى او را از دل و جان دوست مى دارم و گاهى تسبيح مى گويمش ، منتهى عبادت من ارزش عبادت شما را ندارد ، زيرا لغاتى به كار مى برم كه فقط گوش پر كن است ، ولى عبادت شما خدمت به خلق و اعمالى است كه به نوع بشر سود مى رساند . من لايق صحبت شما نيستم مگر از اين جهت كه روانهاى پاك را كه مقام الهى است دوست مى دارم . » [٣]
[١] سنگتراش سن پوان ، ص ٧٦ . .
[٢] سنگتراش سن پوان ، ص ٧٧ . .
[٣] سنگتراش سن پوان ، ص ٧٨ - ٧٧ . .