تفسير ونقد وتحليل مثنوى جلال الدين محمد مولوى - علامه جعفری - الصفحة ٧٢ - منتخباتى از سنگ تراش سن پوان از آلفونس دولا مارتين
اگر بدانيد اين سگ در غيبت من با چه ملايمتى و چه محبتى بزها را پاسبانى و از تفرقهء آنها جلوگيرى مى كند اگر بدانيد وقتى به اين زنبورها دست مى زنم چگونه صورت و دستهاى مرا با پنجه هاى مخملى خود نوازش مى دهند و هرگز مرا نمى گزند اگر بدانيد اين خرگوشها در مراجعت به كلبه چگونه سگى را كه همراه آنها است مشايعت مى كنند اگر بدانيد اين سوسمارها چگونه بر سر و دست من مى جهند و چگونه گردن مى كشند تا ببينند من از اين كه نانم را مى خورند متغير مى شوم يا نه اگر شما مى ديديد كه من و بزها و ميشها و سگم چگونه براى رفع كسالت با هم دوستانه بازى و مكالمه مى كنيم اگر شما مى ديديد كه اين حيوانات چگونه با كمال اطمينان سر خود را در كنار يكديگر و بر روى زانوى من قرار مى دهند اگر شما مى ديد كه در چنين موقعى ما بدون آن كه حرف بزنيم ، چگونه از طرز نگاه احوال يكديگر را مى فهميم ديگر به گفته هايم نمى خنديديد البته مرا از عشق حيوانات منع نكنيد ، زيرا عشق از هر مقامى كه برخيزد خواه عالى و خواه سافل باشد ارزش آن يكى است .
مگر خداوند اجازه نداده است كه ما او را دوست بداريم مگر فاصلهاى كه بين من و بزهايم هست زيادتر از فاصلهاى است كه بين من و خداوند وجود دارد ؟ اگر اين دلايل را نپذيريد و باز هم بگوييد كه محبت نسبت به حيوانات و خشنود ساختن آنها ناشى از حماقت است ، جواب مى دهم كه دوستدارى حيوانات قوىتر از اختيار من است و من نمى توانم از صحبت آنها خود دارى كنم .
دل انسان مانند آبى است كه به هر طرف كه بخواهيد روان مى گردد .
باور كنيد كه من به محبت نسبت به حيوانات كه در عالم خود صاحب حس و حركت و روح هستند قانع نيستم ، بلكه نسبت به اين درختان و گياهان و خزه هاى بىحس و حركت