تفسير ونقد وتحليل مثنوى جلال الدين محمد مولوى - علامه جعفری - الصفحة ٦٥ - منتخباتى از سنگ تراش سن پوان از آلفونس دولا مارتين
كه آن عالم و احساسات را از دست دادهام مى خواهم اشك حسرت از ديده ببارم . ) [١] [ در گفتگو با كلود ] :
« بله ، ما بيش از قدرت خود نمى توانيم در طلب مقصود بر آييم و بيش از آن حدى كه فكر ما مى رسد او را درك كنيم . خداوند مى خواهد كه من و شما فاصله و اختلاف بيرون از قياسى را كه ميان ما و او موجود است احساس كنيم . هر وقت كه ما مى كوشيم او را با تخيل و تصور خود درك كنيم در حقيقت او را از روى حماقت و جسارت و صورت پرستى خود مى سازيم ، پس فقط كافى است كه وجودى را حس كنيم . بوى اميدوار باشيم و او را دوست بداريم ، اما در طريق معرفت الهى حتى آفتاب تابناك هم روشنى بخش نخواهد بود .
- خوب گفتيد ، خورشيد هم در اين طريق نورى نخواهد داشت ، پس قياس كنيد كه فهم ما چه اندازه خواهد بود ؟ ناچار بهتر آن است كه در لحظات حيات به اجراى ارادهء او اكتفا كنيم » .
[ كلود در جواب سؤالى كه از او مى شود چنين جواب مى دهد ] :
« بنا بر اين آن چه احساس مى كنم بيشتر قابل اعتماد است تا آن چه مى دانم . استدلال به وسيلهء انسان انجام مى گيرد ولى احساس به وسيلهء خداوند انجام مى يابد و احساسات عبارت است از استدلال كامل . » [٢] [ كلود از كسى چنين نقل قول مى كند ] :
« آن كه فكر مى كند انسان است و آن كه حس مى كند طبيعت است ، پس به افكار خود بىاعتماد باش ، ولى احساسات خود را كاملًا بپذير ، زيرا طبيعت بيشتر از من و تو مى داند و فرمان خداوند را بيشتر از ما مى شنود و به او بيشتر از ما نزديك است . » [٣]
[١] سنگتراش سن پوان ، ص ٦١ . .
[٢] سنگتراش سن پوان ، ص ٦٣ . .
[٣] سنگتراش سن پوان ، ص ٦٤ . .