تفسير ونقد وتحليل مثنوى جلال الدين محمد مولوى - علامه جعفری - الصفحة ٦٢٦ - تفسير ابيات
ببرند ، آنان بدون گرفتارى به اختلاف و كينه توزى همواره خوش دل و شادمانند .
هدهد آنان با هدف گيرىهاى مقدس راه صد بلقيس را به سوى سليمان باز مى كند .
زاغ آن گروه اگر چه به شكل زاغهاى معمولى است ، اما در معنى داراى همت باز و صاحب آن بينايى است كه هرگز لغزش و خطا ندارد . آن دسته از مرغان لكلكى هم دارند كه دايما نغمهء لك ، لك [ ( ملك براى توست اى خدا ) ] مى زند . آتش توحيد را در دودمان شك و ترديد شعله ور مى سازد ، كبوترهاى آن مرغان نه تنها از باز نمى ترسند ، بلكه بازهاى نيرومند سر بر پاى آن كبوترها مى نهند . بلبلشان كه به ترانه و نوا همه را به حالت وجد و شعف درمى آورد ، در درونش گلشن بس سبز و خرمى دارد . طوطيان آن گروه احتياجى به قند بيرونى ندارند ، زيرا قند ابديت در درون خود آنان روييده است ، پاى طاوسان آن دسته از مرغان ، زيباتر از پرهاى زيباى ساير طاوسان است كبكشان خنده بر شاهين مى زند و در پرواز به سوى بالا [ يا در تكاپوى خود معلق زنان ] راه عالم عليين را پيش مى گيرد .
منطق الطيرى كه خاقانى [ شيروانى ] به نظم در آورده است ، اين منطق الطير صرفاً تجمع مقدارى كلمات و اصوات است : « منطق الطير سليمانى كجا است ؟ » برويد آن را جستجو كنيد .
تو چه توانايى درك و آواز مرغان دارى ؟ در صورتى كه حتى لحظهاى با سليمان همنشين نگشتهاى ؟ بال و پر آن مرغ الهى كه روح را به طرب درمى آورد تا ما فوق مشرق و مغرب گسترده شده است . هر يك از آهنگهاى مرغ الهى از كرسى برين تا اين كرهء خاكى و از كرهء خاكى تا عرش برين الهى در تكاپو است .
آن مرغ بىنوا كه راه ابديت را بدون سليمان در پيش گرفته است ، او مانند خفاش عاشق ظلمتها است .